لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٥٦ - توشه سفر آخرت
[توشه سفر آخرت]
(و روى انّه قام ابو ذر رحمة اللَّه عليه عند الكعبة فقال انا جندب بن السّكن فاكتنفه النّاس فقال لو انّ احدكم اراد سفرا لاتّخذ فيه من الزّاد ما يصلحه لسفره فتزوّد و السفر يوم القيمة اما تريدون فيه ما يصلحكم فقام اليه رجل فقال ارشدنا فقال صم يوما شديد الحر للنّشور و حجّ حجّة لعزائم الامور و صلّ ركعتين فى سواد اللّيل لوحشة القبور، كلمة خير تقولها و كلمة شرّ تسكت عنها او صدقة منك على مسكين لعلّك تنجوا بها يا مسكين من يوم عسير و اجعل الدّنيا در همين درهما أنفقته على عيالك و درهما قدّمته لآخرتك و الثّالث تضرّ و لا ينفع لا ترد اجعل الدّنيا كلمتين كلمة فى طلب الحلال و كلمة للآخرة، و الثّالثة تضرّ و لا تنفع لا تردها ثمّ قال قتلنى هم يوم لا ادركه)
و كالصحيح منقول است از سكونى كه حضرت امام جعفر صادق از پدرش صلوات اللَّه عليهما روايت كردند كه ابو ذر به نزد كعبه ايستادند و گفتند كه منم جندب بن سكن كه لقب جناده است پس مردمان بر دور او جمع شدند پس او نصيحتى فرمودند كه اگر يكى از شما اراده كند به سفرى رود هر آينه آن مقدار توشه از جهة آن سفر بر مىدارد كه او را بس باشد در آن سفر، و شما همه سفرى عظيم دور و دراز پيش داريد كه آن سفر قيامت است آيا نمىخواهيد در آن سفر توشه آن مقدار كه شما را بس باشد و در خصال مصحّح چنين است بعد از
«لسفره فسفر يوم القيمة اما تريدون فيه الخ»
و ظاهرا صدوق نقل بالمعنى كرده است و احتمال اصلاح نساخ نيز هست پس شخصى برخاست و گفت: ما را راهنما به توشه آن سفر ابو ذر گفت يك روز در هواى گرم روزه بدار از جهة گرماى روزى كه سر از خاك بردارى