لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٥ - باب الحداء و الشعر فى السفر
باب الحداء و الشّعر فى السّفر
(روى السّكونيّ بإسناده قال قال رسول اللَّه ٦ زاد المسافر الحداء و الشّعر [و] ما كان منه ليس فيه خناء)
اين بابى است در حدى خواندن از جهة راندن شتر و شعر خواندن در سفر منقولست در قوى كالصحيح از سكونى به اسنادى كه او دارد هميشه از حضرت سيد المرسلين ٦ و اسنادش حضرت امام جعفر صادق است از حضرت امام محمد باقر تا حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليهم كه آن حضرت فرمودند كه توشه مسافر حدى است و شعرى كه هجو نباشد و فحش نباشد اما حدى: خواندنى است بعنوان خاصى كه از افراد غنا است و شتر از شنيدن آن به طرب مىآيد و مسافت دراز را به اندك زمانى طى مىكند، و اگر بسيار بخوانند مىرود تا مىافتد از حركت و هلاك مىشود، و اين مشهور است و حكايت بسيار در اين باب در كتب مسطور است و ظاهر اكثر اصحاب استثناء حدى است از غنا باين حديث و خالى از اشكالى نيست و احوط تركست.
و ديگر شعريست كه در آن فحش نباشد و ظاهرا شعر خواندن كه كلام موزونست از جمله مباحات باشد بالاصاله و اگر در حمد و ثناى الهى، و مدايح حضرات ائمه صلوات اللَّه عليهم باشد مستحب است گفتن و خواندن آن چون طبايع الفتى بكلام موزون دارند و آن الفت سبب كثرت