لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٦ - باب تشييع المسافر و توديعه و الدعاء له
مشايعت رفتند حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه فرمودند كه برادر خود را وداع كنيد چون مفارقت ضروريست او را مىبايد رفت و شما را بر مىبايد كشت پس هر يك او را وداعى نمودند با تعزيه و تسليه چون متوجه ربذه بود در وقتى كه عثمان او را اخراج نموده بود.
پس حضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه وداع فرمودند كه حق سبحانه و تعالى ترا رحمت كند اى ابو ذر، و در كافى در توديع حسنين صلوات اللَّه عليهما مذكور است كه هر دو او را مخاطب ساختند بيا عمّاه و او را عم خود خواندند و رعايت ادب او فرمودند كه به درستى كه اين قوم يعنى عثمان و اتباعش ترا باين بلاها مبتلا ساختند از جهة آن كه تو دين خود را از جهة ايشان بر باد ندادى ايشان رفاهيت دنيا را از تو منع كردند و فرداى قيامت ايشان را به آن چه منع كرده ايشان را از آن كه دين باشد محتاج خواهند بود يعنى نهايت احتياج بدين خواهند داشت و نخواهند داشت، و تو چه بىنياز خواهى داشت از آن چه ايشان ترا از آن منع نمودند كه آن رفاهيت زندگانى تو باشد در اين بلد، پس ابو ذر گفت حق سبحانه و تعالى شما را رحمت كند اى اهل بيت رسول اللَّه كه مرا در دنيا آرزويى نيست بغير از ديدن شما كه چون شما را مىبينم حضرت سيد المرسلين به يادم مىآيد و اين را نيز از من گرفتند.
و مجمل حكايت ابو ذر آنست كه بعد از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم كسى به زهد ابو ذر رضى اللَّه عنه نمىرسيد، و ظاهرا مامور بود كه تقيه نكند و در زمان عثمان چون بر خلاف سيرت رسول اللَّه ٦ سر مىكرد و مىگفت كه ابو بكر و عمر خسر الدنيا و الآخرة بودند و هر گاه آخرت را كسى بر باد دهد چرا دنيا را بر باد دهد و چون والى شد بيت المال