لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣١ - چرا كوه صفا را صفا ناميدند
عين من تحت الحجر فاذا غلب ماء العين عذب ماء زمزم)
و كالصحيح منقولست از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه چرا بعضى از اوقات آب زمزم شيرين است و بعضى از اوقات شيرين نيست زيرا كه چشمه از زير حجر الاسود به آن چاه مىآيد و هر گاه آب آن چشمه زيادتى مىكند آب زمزم شيرين مىشود
[چرا كوه صفا را صفا ناميدند]
(و انّما سمّى الصّفا صفا لأنّ المصطفى آدم ٧ هبط عليه فقطع للجبل اسم من اسم آدم ٧ لقول اللَّه عز و جلّ «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً» و هبطت حوّا على المروة فسمّيت مروة لأنّ المرأة هبطت عليه فقطع للجبل اسم من اسم المرأة)
و كالصحيح منقول است از عبد الحميد كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه چرا كوه صفا را صفا ناميدند زيرا كه برگزيده حق سبحانه و تعالى حضرت آدم ٧ وقتى كه از بهشت به زير آمد در اين كوه بر زمين آمد پس مشتق شد از نام حضرت آدم صفى نامى از جهة كوه پس گويا كوه نيز از كوههاى عالم بر گزيده شد از جهت نزول آدم صفى چنانكه در صفوت آدم حق سبحانه و تعالى فرموده است كه به درستى و راستى كه حق سبحانه و تعالى برگزيد حضرت آدم و حضرت نوح را و چرا كوه مروه را مروه مىگويند چون حوّا كه به زير آمد در آن كوه به زير آمد آن كوه را مروه ناميدند چون مراءة بر آن نازل شد و من حيث اللفظ مناسبتى دارد، و ممكن است كه همزه را قلب كرده باشند به واو و يا بر عكس و در لغت صفا بمعنى سنگ سخت است و اين كوه نيز سنگش سخت است و برگزيده شد از جهة عبادت و مروه سنگ سخت برّاق است و ممكن است كه در وقت نزول حوا برّاق شده باشد بحسب صورت چنانكه الحال بحسب معنى برّاق است و