لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - حج ابراهيم
كه چگونه به جا آوردند پس حضرت ابراهيم و اسماعيل هر روز يك رگ از سنگ بلند مىكردند تا رسيدند به موضع حجر الاسود ابو قبيس ندا كرد حضرت ابراهيم را كه امانتى نزد من هست بيا و بگير حضرت رفتند و حجر را گرفتند و در همين موضع كه الحال هست گذاشتند.
ديگر بر سر حديث كلثوم رفت كه از جهة خانه دو در مقرر ساختند كه از يك در داخل شوند و از در ديگر بيرون روند و آستانه قرار دادند و حلقهاى آهنين و در متن شريجا من جريد است در اكثر نسخ و غلطى است كه از نساخ شده است و در كافى و علل شرجا من حديد است يعنى حلقها بر عتبها نصب كردند و كعبه معظمه برهنه بود و جامه نداشت و حضرت ابراهيم برگشت چون خانه تمام شد و حضرت اسماعيل ماند در مكه معظمه و آن حضرت زنى از عمالقه خواستند و او را طلاق دادند و زنى از قبيله حمير خواستند و اين زن عاقله بود و تامل كرد و به حضرت اسماعيل عرض نمود كه خوبست كه دو پرده بر اين دو در بياويزيم تا خوش آينده شود حضرت فرمودند كه خوبست پس آن زن دو پرده طولانى دوازده كز ساخت و حضرت اسماعيل (ع) بر اين دو در آويختند آن زن را خوش آمد عرض نمود كه اين سنگهاى سياه خوش آينده نيست اگر رخصت فرمائى جامه از جهت خانه بسازيم كه همه را به پوشاند حضرت فرمودند كه خوبست پس آن زن شروع كرد به رشتن پشم و پشم بسيار فرستاد به نزد قوم خود كه همه بريسند و از آن زمان ماند قرض دادن رشتن زنان به يكديگر و الحال نيز هست كه گاه هست زنى ضرورتى دارد و از جهة [عروسى خ ضرورى] دختر يا كه خدائى پسر به زنان ديگر پنبه مىدهند كه بريسند و زود دست بهم دهد، و ديگرى را كه چنين ضرور شود بقيه مدد كنند و جمعى را مشغول