معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٤ - مقدمه
محققين در بايستگى علم صرف به آلوسى و سيوطى نسبت دادهاند، و در ذيل «علوم بلاغى» انكار مؤثر بودن علم بديع در تفسير نقد و بررسى شده است. و در ذيل «علم فقه» هم اشارهاى گذرا به نظريه استاد معرفت در گستره آيات الاحكام شده است.
كليدواژهها: تفسير، علوم حديث، ادبيات، علم الموهبه.
مقدمه
پرسشهايى مثل تعداد علومى كه مفسر در فعل تفسيرى خود به آن نيازمند است، چيستى و محدوده هر يك از اين علوم، ميزان وابستگى علم تفسير به هر يك از آنان، انحاى تأثير هر يك از آن دانشها در علم تفسير، حيطههاى تأثير آن علوم در تفسير، فرق بين آنها و منابع تفسير، نحوه داد و دهش منابع تفسير و علوم بايسته در تفسير و ... پرسشهاى پيرا تفسيرى مهمى هستند كه رسيدگى به آنها در دو وادى براى اهالى تفسير ضرورى است: يكى در وادى ايمنسازى و خطازدايى از تفسير و تحقيقات تفسيرى و ديگرى در وادى آموزش علم تفسير و مهارتهاى تفسيرى. متأسفانه اين وادى دوم در حالى مورد غفلت است كه شديداً به آن نيازمنديم، آن هم با رويكرد فزايندهاى كه در حوزه و دانشگاه به يادگيرى دانش تفسير ديده مىشود!
«علوم بايسته در تفسير» دغدغهاى است كه مىتواند پاسخ به پرسشهايى از اين دست را سامان دهد. اين دغدغه اگر چه از ديرباز بهصورت بخشى از علوم قرآنى ذهن و زبان اهالى تفسير را به خود مشغول كرده، اما متأسفانه هنوز مورد تحقيق و تأليف مستوفا و مستقلّى قرار نگرفته است. اين مقاله با اتكا به آثار تفسيرى آيتالله معرفت (ره) در صدد بررسى اجمالى اين دغدغه است. بديهى است كه رسيدگى كامل به جميع جوانب اين دغدغه با در نظر گرفتن همه پرسشهاى آن مجالى را مىطلبد وسيعتر از گستره يك مقاله.