معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٠ - ٢ ٢ ٢ استفاده از شواهد گوناگون در بررسى شخصيت مفسر
بررسى و قضاوت توأم با انصاف علمى است. لذا بدون آنكه به طرح عقايد بهصورت ادعايى نياز باشد، از شخصيت مورد نظر خود تحليلى ارائه مىدهد كه براى خواننده جذاب و از استدلال لازم برخوردار باشد. بهعنوان مثال ايشان در بررسى شخصيت عكرمه پس ذكر اين مطلب كه «تهمتهايى كه متوجه عكرمه شده در دو جهت خلاصه مىشود كه عبارتند از: ١. دروغ گويى، ٢. تمايل به ديدگاه خوارج»[١] متذكر مىشود:
تهمت اول به خاطر روايتى است كه از پسر عمر نقل شده كه به غلام خود نافع گفت: «به من نسبت دروغ مده چنان كه عكرمه بر ابن عباس دروغ روا مِىداشت»
و اتهام دوم توهمى است كه در پى سفر او- هنگامى كه به شهرهاى مختلف سفر مىكرد- به شمال آفريقا به وجود آمده است، زيرا خوارج در آن ديار فراوان بودند و از ابن عباس نيز احاديثى چند در دست دارند.[٢]
سپس در مقام نقد مىنويسد:
پرواضح است كه امثال اين گونه دستاويزها و بهانهجويىها تنها ريشه در حسادتى دارد كه دشمنان او به علت جايگاه بلند او به فقه و آشنايى با معانى قرآن كريم، از او به دل داشتند. اما ابن حجر- درباره روايات رسيده از ابن عمر- مىگويد: «اين حديث، گذشته از اختلافات در متن و تباين در نقلهاى مختلف، از نظر سند ضعيف است ... اين روايت پذيرفته نيست، زيرا به وسيله ابو خلف جزّار از يحيى بكّاء نقل شده است. و روايت بكّاء متروك و غير قابل اعتماد است؛ از اين رو است كه ابن حبان مىگويد: محال است انسانى كه عدالتش ثابت است با سخن فردى مشكوكالحال مخدوش شود.[٣]
آيتالله معرفت سپس اضافه مىكند كه نسبت دروغگويى به عكرمه حتى در حيات خود او شايع شد، به گونهاى كه استاد او ابن عباس نيز به دفاع از او و رد اين نسبت اقدام كرد.[٤]
[١] . همان، ص ٣٠٠.
[٢] . همان.
[٣] . همان، ص ٣٠١.
[٤] . همان.