معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩٧ - ج نظريه گروه بىطرفها
سوءنيتى نسبت به اسلام در كار نبوده است.
مسأله ضديت عرفا با اسلام از طرف افرادى طرح شده كه غرض خاص داشتهاند يا با عرفان و يا با اسلام. اگر كسى بىطرفانه و بىغرضانه كتب عرفا را مطالعه كند- به شرط آنكه با زبان و اصطلاحات آنها آشنا باشد- اشتباهات زيادى ممكن است بيابد، ولى ترديد هم نخواهد كرد كه آنها نسبت به اسلام صميميت و خلوص كامل داشتهاند.
استاد مطهرى نظريه سوم را ترجيح مىدهد و معتقد است كه عرفا سوء نيت نداشتهاند، در عين حال لازم است افراد متخصص و وارد در عرفان و در معارف عميق اسلامى بىطرفانه درباره مسائل عرفانى و انطباق آنها با اسلام بحث و تحقيق كنند.[١]
البته اين نظر مربوط به جنبه فرهنگى تصوف است، نه جنبه فرقهاى آن؛ زيرا در جنبه فرقهاى آن بدعتها و انحرافات فراوانى راه يافته است.
٢. تغيير موضع استاد معرفت، نشان دهنده روحيه انصاف علمى و حقمدارى آن بزرگمرد عرصه علوم قرآنى در دوره معاصر و بيانگر حركت تكاملى ايشان است و حقّاً با نگاه عميقتر و منطقىترى به پديده تصوف و عرفان اسلامى نگريستهاند؛ اما همچنان رگههايى از موضع پيشين، در داورى نسبت به آراى تفسيرى محيىالدين عربى به چشم مىخورد. به گمان نگارنده، در ردّ يا قبول تفسيرهاى عرفانى بايد ضوابط و معيارها را در ميان آورد. از آنجا كه تفسير عرفانى هويتى تأويلگونه دارد؛ ولى تأويل هم تابع ضوابطى است، تفاسير عرفانى واجد معيار را بايد پذيرفت و بر پيشانى تفاسير عرفانى فاقد معيار، مهر بطلان كوبيد. در اين صورت ممكن است برخى از تفسيرهاى عرفانى يك عارف پذيرفتنى باشد و بعضى مردود به شمار آيد. جان سخن اين است كه نحن ابناء الدليل نميل حيث يميل. در اين مورد بهتر آن است كه بگوييم ميزان، سخن معصومان- عليهم صلوات الرحمن- است كه مفسران حقيقى قرآنند؛ بل قرآن ناطقند.
[١] . آشنايى با علوم اسلامى، ج ٢، ص ٨٣ به بعد.