معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧ - ٤ تفسير قرآن به سنت در روايات تفسيرى اهل بيت(ع)
اين دو آيه، تنها براى رفع اين توهم نازل گرديد تا مسلمانان در انجام وظيفه واجب، احساس گناه نكنند؛ لذا با واجب بودن دو تكليف ياد شده منافاتى ندارد.[١] در اين آيه ملاحظه مىشود كه امام (ع) راه فهم و برداشت دقيق از آيه را ارائه كرده است و مىتوان با دقت در ظرافتهاى به كار رفته در آيه و مقايسه ميان يك آيه و آيه ديگر، به هدف نهايى يك آيه پى برد. كوتاه سخن اين كه امامان معصوم (ع) هر گاه دست به تفسير آيهاى مىزدند، بيشتر مىخواستند پيروان خود را به نكات و ظرافتكارىهاى قرآن توجه دهند تا با توجه به دقايق و نكتهسنجىها، معانىاى بلندتر و گستردهتر و فراتر از سطح ظاهرى آيه بهدست آورند.[٢]
شيوه دوم تفسير قرآن به قرآن، آن است كه در آيهاى سخنى آمده است ولى ظاهراً نه از نظر معنوى و نه از نظر لفظى با موضع ابهام در آيه ديگر ارتباطى ندارد؛ اما مىتوان براى برطرف كردن آن ابهام بدان تمسك جست.
آيه سرقت و السارق و السارقه فاقطعوا ايديهما[٣] از همين قبيل است؛ كه در آن، موضع قطع دست سارق مبهم است، ولى امام جواد (ع) با تمسك به آيه و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا[٤] موضع قطع دست را بن انگشتان تعيين و ابهام آيه سرقت را بر طرف كردند؛ با اين بيان كه سارق بر خودش جنايت روا داشته است و لذا كيفر دزدى او هم بايد به اعضاى مرتبط به خودش بازگردد و چون مواضع سجود از آن خدا است و در ملك خدا كسى با او شريك نيست و از طرف ديگر چون كف دست جزو مواضع سجود است، مشمول كيفر قطع- كه مربوط به فرد مجرم است- نخواهد شد.[٥]
٤. تفسير قرآن به سنت در روايات تفسيرى اهل بيت (ع)
پيش از ورود به بحث تذكر چند نكته لازم است:
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، ص ٤٦.
[٢] . تفسير و مفسران، ج ١، ص ٤٧٩.
[٣] . و مرد و زن دزد را به( سزاى) آن چه كردهاند، دستشان را ببريد.( مائده، آيه ٣٨)
[٤] . و مساجد ويژه خدا است، پس هيچ كس را با خدا مخوانيد.( جن، آيه ١٨)
[٥] . محمّد بن مسعود العياشى، تفسير العياشى، ج ١، ص ٣١٩؛ تفسير و مفسران، ج ٢، ص ٢٠.