معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٨ - مقدمه
سده سوم، تفسير رو به تنوع وتوسعه نهاده، به الوان علوم و معارف و فرهنگهاى رايج زمانه، گونهگون شد. اما اين توسعه و تنوع، به تدريج تحقق مىيافت و «دوره تفسير به مأثور» آرام آرام، جاى خود را به «دوره تفسير اجتهاد عقلى و نظريهپردازى و انديشهورزى» مىداد و استنباط معانى قرآن كريم در پرتو ادبيات و انواع علوم و معارف زمانه؛ بهويژه آراى كلامى و فلسفى صورت مىپذيرفت. در اين هنگام هر كسى از ظن خود يار قرآن مىشد و از چشمانداز دانش خود به قرآن مىنگريست. رويكرد نحوى به قرآن، در اعراب الفاظ خلاصه مىشد و كسانى چون زجاج جز از آينه ادبيات عرب به آن نمىنگريستند. ارباب علوم عقلى- مانند فخر رازى در مفاتيح الغيب- به آوردن اقوال حكما و فلاسفه و نقض و ابرام آنها اهتمام داشتند. فقيهان- چون جصاص و قرطبى- در قرآن به جستوجوى ادله فروع فقهى روى مىآوردند و از آنها حربهاى براى دفع مخالفان مذهب خويش مىساختند.
مورخان- چون ثعلبى و خازن- با عينك اخبار و قصص سلف به سراغ قرآن مىرفتند. اصحاب مكتبهاى كلامى در تأويل ظواهر قرآن به سود مذهب خود سخت در تكاپو بودند. و سرانجام ارباب تصوف و عرفانهاى صوفيانه، با تكيه بر ذوق و استحسان و مكاشفات و مواجيد و با جهتگيرى تزكيه نفس و تطهير روح براى فهم حقايق قرآن و معانى اشارى و رمزى آن مىكوشيدند.[١]
از آن پس، تفسير در سه چهره نمودار شد:
الف. تفسير به روايت، كه «تفسير به مأثور» خوانده مىشود.
ب. تفسير به درايت، كه «تفسير به رأى[٢]» خوانده مىشود.
ج. تفسير به اشارت، كه به «تفسير اشارى» معروف است.[٣]
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، صص ١٦- ١١.
[٢] . مراد از اين رأى، اجتهاد و استنباط روشمند و معقول و منطقى به نظر علماى اهل سنت نيست.
[٣] . محمد عبدالعظيم زرقانى گويد:
و قسم بعضهم التفسير باعتبار آخر إلي ثلاثة أقسام تفسير بالرواية و يسمي التفسير بالمأثور و تفسير بالدراية و يسمي التفسير بالرأي و تفسير بالإشارة و يسمي التفسير الإشاري. در مناهل العرفان في علوم القرآن، ج ٢، ص ١٠