معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥٥ - ٤ كاربرد خبر واحد در تفسير
صورت اول، جاى هيچ ترديدى در حجيت خبر نيست و با توجه به آن مىتوان با تكيه بر يك منبع قابل اعتماد به تفسير قرآن پرداخت؛ اما در صورت دوم كه حديث به حد تواتر نمىرسد، دو حالت وجود دارد: گاهى خبر واحد، با دلايل يقينى و قرائن علمآور همراه است و گاهى چنين نيست. در حالت اول نيز ترديدى در حجيت خبر نيست و با اعتماد بر آن مىتوان آيات قرآن را تفسير و ابهامات آنها را برطرف كرد، اما در حالت دوم كه هيچ قرينه علمآورى در كار نيست، جاى بحث و گفتوگو است؛ بحث و گفتوگويى كه اهميت و ضرورتش با توجه به انگشتشمار بودن احاديث متواتر يا واحد همراه با قرينه علمآور بر كسى پوشيده نيست.
به گفته آيتالله معرفت:
گاهى گفته مىشود اگر اعتبار خبر واحد مستند به دليل تعبد به خبر واحد باشد- و بدون آنكه آن دليل، علم را در پى داشته باشد- در اين صورت خبر واحد در باب تفسير نفعى نخواهد داشت زيرا آنچه در تفسير مطلوب است فهم معانى قرآن است و در فهم، تعبدى وجود ندارد. تعبد تنها در مواردى است كه مطلوبِ آن فقط عمل باشد و اين موارد ويژه باب تكاليف و احكام است. اما تفسير زمينهاى براى تعبد در آن وجود ندارد. بنابراين در خبر تا آنگاه كه به حدّ تواتر نرسد يا همراه قرينههاى قطعآور كه موجب علم به مضمون آن مىشود نباشد، حجيت و اعتبارى نيست.[١]
شايد بر همين اساس باشد كه شيخ طوسى بهعنوان يكى از فقيهان تفسيرنويس به صراحت از عدم جواز اعتماد بر خبر واحد در تفسير قرآن سخن مىگويد. او در مقدمه تفسيرش پس از اشاره به مفسران متقدم و متأخر مىنويسد:
و روا نيست براى هيچكس كه احدى از آنان را پيروى نمايد، بلكه سزاوار است كه به دليلهاى صحيح يا عقلى يا شرعى- از اجماع بر مطلب يا نقل متواتر از كسى كه پيروى سخنش لازم است- مراجعه شود. و در اين مورد خبر واحد پذيرفته نمىشود بهويژه اگر مطلبِ [مستفاد از
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، تفسير و مفسران، ج ٢، ص ٢٢.