معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥ - ٣ تفسير قرآن به قرآن در روايات تفسيرى اهل بيت(ع)
تحريفى مصون بوده و هست. دوم اين كه قرآن تنها سند مشترك مورد توافق همه مذاهب اسلامى است و استدلال به آن براى هر مفسرى در هر زمان و هر مكانى، اطمينانآور است. سوم اين كه، سخن خداوند است و چه سخنى بر سخن خودِ خداوند براى تفسير كلام او، برترى دارد تا در جايگاه بالاترى از سخن خداوند قرار گيرد.
اهل بيت (ع) به نقش حياتى قرآن در تفسير خود آگاه بودند و به همين دليل با قاطعيت مىتوان گفت كه آنان در صدر مفسرانى قرار گرفته بودند كه پس از پيامبر اكرم (ص)، راه ايشان (ص) را در تفسير قرآن به قرآن ادامه دادند و در درازناى تاريخ تفسير قرآن كريم، هماره ظرافتها و دقايق اين روش را به شاگردان و پيروان خود آموزش دادند.
استاد معرفت با توجه به اين نكته، روايات اهل بيت (ع) را مورد بررسى قرار داده و نتيجه گرفتهاند كه ائمه (ع) از اين شيوه، در جهت فراگيرسازى تفسير قرآن به قرآن و آشناسازى پيروان خود با اين شيوه، استفاده كردهاند بهطورى كه رواياتى كه بر اساس تفسير قرآن به قرآن، از آنان نقل شده، حجم قابل توجهى از روايات تفسيرى اهل بيت (ع) را به خود اختصاص داده است.
استاد معرفت معتقد است تفسير قرآن به قرآن به دو شيوه است: اول آن كه مطلبى در يك آيه مبهم و در آيه ديگر بهطور واضح بيان شده است. در اين صورت بين دو آيه تناسبى معنوى يا لفظى وجود دارد. براى اين شيوه به روايتى از اهل بيت (ع) اشاره كرده و نوشتهاند:
آيه أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ[١] مثالى براى اين نوع تفسير است. در اين آيه، مقصود از ارض، مبهم است و كيفيت نقصان آن روشن نيست، ولى با مراجعه به آيات ديگر معلوم مىشود كه مقصود از ارض آبادانى زمين است، نه كره خاكى. دليل اين مدعا، آيهاى از سوره مائده است كه درباره محاربان و مفسدان فى الارض نازل شده است: إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
[١] .. آيا نديدهاند كه ما( همواره) مىآييم و از اطراف زمين مىكاهيم؟ و خدا است كه حكم مىكند، براى حكم او بازدارندهاى نيست و او به سرعت حسابرسى مىكند.( رعد، آيه ٤١)