معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٥ - ديدگاه استاد معرفت درباره احاديث نهى از تفسير به رأى
پيامبر (ص) هم قرائنى وجود دارد كه اين برداشت را تأييد مىكند، از جمله اضافه موجود در كلمه (رأيه) است. كلمه (رأى) به ضميرى اضافه شده است كه به شخص مفسر بر مىگردد و (رأيه) يعنى نظر مخصوص به همان مفسر كه سعى مىكند حتىالامكان با ظواهر قرآن آن را توجيه كند. هر چند اين توجيه موجب تحريف در كلام الهى باشد؛ زيرا قرآن براى چنين شخصى اهميت ندارد و فقط توجيه عملكرد و نظر خودش برايش مهم است و به هر وسيله ممكن سعى در اثبات رأى خويش دارد، چنين فردى غالباً نسبت كذب به خداوند روا داشته و در مورد آيات الهى آتش جدل را شعلهور مىسازد.[١]
ديدگاه استاد معرفت درباره احاديث نهى از تفسير به رأى
حضرت استاد پس از نقل اقوال و احاديث[٢] درباره تفسير به رأى، اظهار مىدارند كه آنچه از مجموعه اين احاديث به انضمام احاديث ديگر بهدست مىآيد، اين است كه علّت منع از تفسير به رأى دو نكته است:
١. اين كه شخص در تفسير قرآن، با هدف خودنمايى و جدل و غلبه بر خصم تفسير كند، و مىكوشد با استناد به آيات متشابه كه مىتواند خواسته وى را تأمين سازد، رأى و نظر مخصوص خودش را- خواه درست يا نادرست- استحكام بخشد؛ لذا او هرچند در تفسير آيه سخنى صواب هم گفته باشد، پاداشى نخواهد داشت؛ زيرا وى درصدد تفسير قرآن نبوده، بلكه در پى تأييد نظر خويش با هر وسيله ممكن بوده است؛ بنابراين نهى در حديث مذكور، تنها شامل تأويلى مىشود كه به دليل قاطع مستند نباشد.
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ.[٣]
[١] . همان، ص ٦١.
[٢] . اين احاديث را ر. ك: محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٥٥، همراه با منابع آن؛ و نيز تفسير قرطبى، ج ١، ص ٢٧؛ كنز العمال، ج ٢، ص ١٠؛ تفسير برهان، ج ١، ص ١٩؛ على ابن بابويه القمى صدوق، عيون اخبار الرضا( ع)، ج ١، ص ١١٦؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٨٩، ص ١٠٧؛ شيخ صدوق، امالى، ص ٦؛ سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ص ٧٥؛ شيخ صدوق، كتاب التوحيد، باب ٣٦، ص ٢٦٤.
[٣] . آل عمران، آيه ٧.