معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٤ - تفاوت تفسير به رأى و اعمالنظر در فهم قرآن
بايد به خدا و رسولش واگذار نمود.[١] قرطبى در ادامه مىگويد:
ولى اين قول باطلى است؛ زيرا نهى از تفسير قرآن از دو حال خارج نيست يا مقصود اكتفا به نقل احاديث و عدم استنباط است. و يا هدفى ديگر در كار است.
اگر منظور از احاديث نهى از تفسير به رأى آن باشد كه هيچكس جز نقل گفتار ديگران حق اظهار نظر درباره قرآن ندارد، سخنى مردود است؛ زيرا صحابه پيامبر (ص) كه قرآنشناسند، در تفسير آن اختلاف كردهاند و اقوالى گوناگون برگزيدهاند و چنين نيست كه هر چه را گفتهاند، از پيامبر (ص) شنيده باشند.
لذا تفسير به رأى كه باطل بوده و مورد نهى است، يكى از دو وجه است.
اول؛ شخص تفسير كننده به رأى، نسبت به مطلب مورد نظر رأى داشته و سعى مىكند قرآن را طبق نظر و ميل خودش تأويل و تفسير كند. او اين گزينش را بر اساس هواى نفس انجام مىدهد، لذا در واقع قرآن را تفسير به رأى كرده است؛ يعنى نظرش او را وادار به چنان تفسيرى كرده، بهطورى كه اگر آن ديدگاه و رأى را از قبل نمىداشت، هيچگاه آن احتمال را بر نمىگزيد.
چنان كه فرقه باطنيه حتى قياس در لغت را در راستاى اهدافى پليد، به منظور فريفتن مردم و دعوت آنان به باطل خويش به كار مىبرند، و قرآن را مطابق نظر و مذهب خويش بر امورى تطبيق مىدهند كه خود قطع دارند مراد قرآن نيست.[٢]
دوم؛ منظور از تفسير به رأى اين باشد كه فرد صرفاّ به ظاهر عربى قرآن در مقام تفسير بسنده كند و شرايط لازم را براى تفسير فراهم نياورد.[٣]
استاد معرفت پس از كلام قرطبى، مىنويسد:
آنچه را قرطبى در معناى حديث به تفصيل بيان كرده درست است، و بيشتر دانشمندان هم همان را پذيرفتهاند، بلكه بالاتر در روايات منقول از
[١] . اشاره است به آيه ٥٩ سوره نساء.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، صص ٦٠- ٥٩ با اختصار.
[٣] . همان، ص ٦٠.