معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩٢ - نقد و نظر
بدو نظر از اذهان پنهان است.
٥. ايشان آيات الاحكام را داراى تأويل (=معناى باطنى) نمىدانند و از ظاهر كلام ايشان استفاده مىشود كه بقيه موارد ممكن است معناى باطنى داشته باشند. اما مىتوان گفت كه اين تعريف از باطن اصولًا به مواردى اختصاص دارد كه داراى سبب نزول خاص است و در مورد ديگر آيات قرآن، قابلِ تعميم نيست. بهطور مثال، وقتى قرآن كريم مىفرمايد:
إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
در اينجا مدلول ظاهر كدام است و مدلول باطن كدام؟ چگونه مىتوان نظريه آيتالله معرفت را در مورد خاص و عام بودن رابطه بين ظاهر و باطن در اينجا پياده كرد؟
٦. آنچه كه آيتالله معرفت در مورد تأويل آورده، در واقع همان چيزى است كه علّامه طباطبايى در تحليل معناى باطنى آوردهاند. علامه طباطبايى بر آن است كه آموزههاى قرآن كريم مناسب سطح سادهترين فهمها، كه فهم عامّه مردم است، بيان شده و خداوند متعال معارف عالى معنوى را با زبان ساده عمومى بيان كرده است، از اين رو، معنويّات در پشت پرده ظواهر و محسوسات قرار گرفته و از پشتِ پرده، خود را فراخور فهم افراد مختلف به آنها نشان مىدهد و هر كس به حسب حال و اندازه درك خود از آنها بهره مىبرد.[١] آياتى از قرآن و روايات نيز بر اين مطلب شاهد است. بهطور مثال پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
انَّا مَعاشِرَ الْانْبِيَاء نُكَلِّمُ النَّاسَ عَلي قدر عُقُولِهِمْ.[٢]
همچنين قرآن كريم مىفرمايد:
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ.[٣]
وجه استشهاد به اين آيه، آن است كه خداوند معارفِ عالى را كه در امّالكتاب بوده، به زبان ساده عمومى براى مردم بيان كرده است، بنابراين در
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص ٢٤.
[٢] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٢٣.
[٣] . زخرف، آيات ٤- ٣.