معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩٠ - نقد و نظر
از ابوبصير از امام صادق (ع) روايت كرده است كه آن حضرت در مورد آيه هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً[١] فرمود:
والله ما نَزَلَ تَأويلُها بَعدُ و لا ينزل تأويلها حتي يخرج القائم (ع)[٢]
عبارت ما نزل تأويلها بعد به معناى ما وقع تأويلها بعد است و منظور امام آن است كه حقيقت اين پيشگويى بعد از ظهور امام عصر (عج) تحقق خواهد يافت. بنابراين، تأويل در روايت فضيل به معناى «مفهوم گسترده» نيست، بلكه به معناى «مفاد آيه» است.
٣. آيتالله معرفت، از سويى مىگويد كه تأويل عبارت از معناى باطنى و پنهان است كه مدلول التزامى كلام است و از سوى ديگر به قاعده الاعتبار بعموم اللفظ لا بخصوص المورد استدلال مىكند و آن را دليل و شاهد بر همين نظريه مىداند. اما در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه: آيا مىتوان مدلولى را كه عموم لفظ بر آن دلالت دارد، تأويل و باطن دانست؟ پيدا است لفظى كه در عموم ظهور داشته باشد، دلالت آن بر عموم، دلالتى ظاهرى است و نمىتوان از باب باطن تلقى كرد. بهطور مثال، آيات مربوط به ظهار و ايلاء آياتى عام هستند و فقط شأن نزولشان خاص است.
٤. ايشان رابطه بين معناى باطنى و معناى ظاهرى را رابطه عام و خاص دانستهاند به اين معنا كه معناى باطنى، عام و معناى ظاهرى، خاص است.[٣] معلوم نيست كه معناى باطنى هميشه معنايى عام باشد بلكه معناى عام، وجه جامعى است كه شامل معناى ظاهر و باطن مىشود. به هر حال، اين مطلب قابل تأمل است. شاهد اين مطلب آن است كه معناى باطن بهعنوان معنايى در مقابل معناى ظاهر به كار مىرود، در حالى كه معناى عامى كه معرفى شده است كه معنايى خالى از خصوصيات است، در مقابل معناى ظاهر قرار نمىگيرد بلكه «ماهيت لابشيء» است كه شامل ماهيتهاى به «شرط شيء» نيز
[١] . فتح، آيه ٢٨.
[٢] . شيخ صدوق، كمالالدين، ص ٦٧٠.
[٣] . رك: محمدهادى معرفت، التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، ص ٣٧؛ محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ص ٣٢.