معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٣ - تحليلى ديگر در مورد كاربرد واژه تأويل در قرآن
زلزلهاى واقع خواهد شد و كسانى درصدد تكذيب او بر آيند. تكذيبكنندگان در دو صورت مىتوانند ادّعاى وقوع زلزله را بهطور قاطع تكذيب كنند؛ اوّل، در صورتى كه به موضوع احاطه علمى داشته باشند؛ بهطور مثال بررسىهاى علمى نشان دهد كه منطقه مورد ادعا اصلًا نه روى گسل زلزله واقع شده و نه نزديك به آن است. دوم در صورتى است كه زمان ده روز سپرى شود و خبرى از وقوع زلزله نباشد. قرآن در سوره يونس يادآور مىشود كه تكذيبكنندگان در حالى اخبار و محتويات قرآن را تكذيب مىكنند كه نه احاطه علمى به آنها دارند كه از روى علم منكر وقوع وقايعى چون قيامت شوند كه مورد ادّعاى قرآن است و نه هنوز زمان وقوع آنها فرارسيده است كه آنها بتوانند ادعا كنند كه عدم وقوع اين وقايع در زمان مورد ادعا بهترين دليل بر تكذيب است.
اين كاربرد از تأويل را مىتوان بهصورت زير نشان داد:
كاربرد سوّم: تأويل در اين فرض به «انگيزه فاعل از فعل» اطلاق مىشود. تأويل در آيات داستان موسى و خضر (ع) به اين معنا است. خضر (ع) كارهايى را انجام داد كه موسى (ع) تحمّل آن را نداشت؛ شكافتن بدنه كشتى، كشتن غلام و ترميم ديوار. خضر (ع) بعد از انجام اين اعمال و مشاهده بىصبرى موسى (ع) در برابر آن، انگيزه خود را از انجام كارها شرح داد كه قرآن، آن را تأويل ناميده است. قرآن مىگويد:
قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً[١]
[١] . كهف، آيه ٧٨.