معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٢ - تحليلى ديگر در مورد كاربرد واژه تأويل در قرآن
خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.[١]
و ديگرى در آيه:
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ.[٢]
روشن است كه نمىتوان تأويل را در دو آيه فوق به معناى مراد متكلّم دانست، زيرا معقول نيست كه بگوييم در روز قيامت مراد خداوند از آيات قرآن روشن مىشود! بلكه به جهت اتمام حجت بر مردم، بايد مراد خداوند در همين دنيا براى مردم قابل درك باشد. در روايات نيز اين معنا از تأويل به كار رفته است كه قبلًا به برخى از آنها اشاره شد.
شگفت است كه آيتالله معرفت در كتاب اخيرشان، التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، تأويل در آيه ٣٩ سوره يوسف را به معناى تفسير و بيان معناى حقيقى آيات قرآن دانستهاند. ايشان در اين باره مىنويسند:
وقوله: «بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ»، أي: كذَّبوا بهذا القرآن حيث لم يعرفوه المعرفة التّامّة و من جميع وجوهه، بل عرفوا منه معرفةً ظاهرةً سطحيّةً، و من غير تعمّق في اللبّ و الحقيقة الحقّة الناصعة. فالتأويل هنا بمعني التبيين الكاشف عن حقيقة الحال، و الناس أعداء ما جهلوا.[٣]
البته ايشان در كتابهاى التمهيد و التفسير و المفسّرون، تأويل در اين آيات را به معناى «مآل» و عاقبت امر دانستهاند، گرچه در كتاب دوّم، احتمال آن كه به معناى تفسير نيز باشد را منتفى ندانستهاند.[٤]
با توجه به آيه ٥٣ سوره اعراف كه در مورد روز قيامت است مىتوان گفت كه مراد از ظرف تأويل در عبارت وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ در آيه ٣٩ سوره يونس نيز روز قيامت باشد. در اين صورت قرآن به نكته ظريفى اشاره مىكند كه در اينجا با ذكر مثالى به تبيين آن مىپردازيم. فرض كنيم كسى ادّعا كند كه ده روز ديگر
[١] . اعراف، آيه ٥٣.
[٢] . يونس، آيه ٣٩.
[٣] . همان.
[٤] . رك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٣، صص ٣٣- ٣٢؛ محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، ص ٢٣.