معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٣ - مبحث دوم كاربردهاى تأويل در قرآن
با توجه به سخنان نقل شده، بر اين نكته تأكيد مىكنيم كه همان طور كه ابن فارس بيان كردهاند، مادّه «أول» داراى دو اصل است: ابتدا و انتها. وقتى اين ماده به باب تفعيل مىرود، گاهى به مناسبت آن كه كدام يك از اين دو معنا مراد باشد، عنصر رجوع يا صيرورت را در بر دارد. اگر أول به معناى ابتدا باشد، تأويل به معناى رجوع به اصل و ابتدا است و اگر به معناى انتها باشد، تأويل به معناى صيروت به انتها است.
نصر حامد ابوزيد، نويسنده معاصر عرب نيز با بررسى موارد كاربرد واژه تأويل به همين نتيجه رسيده است. وى مىنويسد: تأويل دو معنا دارد؛ ١. بازگشت به اصل؛ ٢. رسيدن به غايت. وى در بيان وجه جامع بين اين دو معنا مىگويد: تأويل عبارت است از حركت شيء يا پديدهاى، يا در جهتِ بازگشت به اصل و ريشهاش و يا در جهت رسيدن به غايت و عاقبت آن.[١] در اينجا باز هم به سخن فيروزآبادى مىرسيم كه در وجه جمع بين كاربرد در دو معناى ياد شده گفت:
أَوَّلُ غَرَضِ الحَكيمِ آخِرُ فِعلِهِ
خلاصه سخن لغتشناسان را مىتوان بهصورت زير نشان داد.
مبحث دوّم: كاربردهاى تأويل در قرآن
آيتالله معرفت در كتاب التمهيد فى علوم القرآن ابتدا مىفرمايند: حقيقت تأويل در دو مورد استعمال مىشود: يكى «توجيه متشابه» و ديگرى «معناى دوم» براى كلام كه بدان «بطن» مىگويند. ايشان مىافزايند كه طبق اصطلاح اوّل، فقط آيات متشابه تأويل دارند و طبق اصطلاح دوم، تمام آيات قرآن تأويل دارند.[٢] از اين گفتار ايشان بهدست مىآيد كه از ميان اين دو معنا، اولى اصل است و در قرآن نيز استعمال شده و اما دومى بعداً مصطلح شده و تنها در روايات و كلام سَلَف به كار رفته است.[٣] ايشان در ادامه به تأويل رؤيا نيز اشاره
[١] . نصر حامد ابوزيد، معناى متن، ترجمه مرتضى كريمىنيا، ص ٣٨٢.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٣، ص ٣٠.
[٣] . همان، ص ٢٨.