معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٦٠ - نقد و بررسى
خداوند به فرشتگان گفت: شما نيز اگر به جاى اولاد اكرم بوديد، چنين مىكرديد، گفتند: هرگز. خداوند گفت: دو تن از بهترينهاى خود برگزينيد تا آنان را بيازمايم. آنان هاروت و ماروت را برگزيدند. خداوند آن دو را به زمين فرستاد و شهوت را در نهاد آنان قرار داد و از آنان خواست تا تنها خدا را بپرستند و براى او شريك نگيرند و خود را به گناهان نيالايند. در آن هنگام زنى خوشسيما با آنان برخورد كرد و آن دو را فريفت تا اينكه بازش از او درخواست كام نمودند و او نپذيرفت جز آنكه به آيين او در آيند و بت را پرستش كنند؛ آنان شرط او را نپذيرفتند؛ ولى پس از مدتى تاب نياورده، باز درخواست خود را بر او عرضه كردند؛ او آنان را ميان سه راه مخيّر ساخت تا يكى را برگزينند؛ يا سجده بر بت، يا قتل نفس و يا شرب خمر! آن دو، راه سوم را برگزيدند؛ پس از سستى با او در آميختند، آنگاه از بيم رسوايى، رهگذرى بىگناه را كشتند و پس از هشيارى، فهميدند كه چه گناهى بزرگ مرتكب شدند؛ خواستند به آسمان صعود كنند، نتوانستند، فرشتگان چون چنين ديدند، به اشتباه خود پى برده، دانستند كه كسانى كه از فيض حضور دورند، معذورند؛ آنگاه براى اهل زمين آمرزش خواستند. خداوند آن دو فرشته را ميان عذاب دنيوى و عقاب اخروى مخيّر ساخت. آنان عذاب زودگذر دنيا را برگزيدند. پس آن دو از پا در ميان چاهى در بابل آويخته شدند؛ در برخى از روايات، آن دو فرشته، رمز صعود به آسمان را به او (زن) آموختند، پس او به آسمان صعود كرد و خداوند او را مسخ كرد و بهصورت ستاره زهره در آورد.[١]
نقد و بررسى
بيشتر مفسران فريقين اين روايت را خرافه و دروغى بيش ندانسته و آن را از جمله اسرائيليات شمردهاند كه از طريق راويان اهل كتاب وارد مجموعههاى حديثى و تفسيرى شده است. ابوشهبه در اينباره مىگويد:
تمامى آنچه در اين مورد گفتهاند، علاوه بر اينكه با مقام عصمت
[١] . ابن جرير طبرى، جامعالبيان، ج ١، صص ٣٦٧- ٣٦٣؛ سيوطى، الدرالمنثور، ج ١، صص ١٠٣- ٩٧.