معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٦ - ٢ توجه به تفاوت روايات تفسيرى و تأويلى اهل البيت(ع)
استاد معرفت، با تأكيد بر اين پيشفرض كه همه روايات اهل البيت (ع)، از سنخ تفسير ظاهر نيست؛ بلكه برخى از روايات در پى گزارش تأويل و باطن آيات است، به مفسران گوشزد مىكند كه از در آميختن اين دو دسته از روايات، پرهيز كنند تا از هر گونه برداشتِ نادرست از سخنان آن بزرگواران، بر كنار باشند. ايشان در اين زمينه مىنويسند:
در تفاسير منقول از امامان اهل البيت (ع)، نوعى خلط ميان تفسير ظاهر و باطن به چشم مىخورد؛ همان طور كه در بعضى موارد بين تفسير و تطبيقِ مصاديق آن نيز اشتباهاتى رخ داده است؛ به اين شكل كه آن چه در روايت ذكر شده و بدان تصريح شده است، مصداق يا يكى از بارزترين مصاديق آيه است، ولى برخى آن را تفسير آيه پنداشتهاند؛ لذا جدا ساختن اين دو امر و فرق ميان آنها ضرورى مىكند تا راه صواب مشخص گردد.[١]
استاد معرفت نه تنها در جاى جاى آثار خود با ذكر نمونههاى متعددى از روايات اهل البيت (ع) به تبيين تفاوت تفسير و تأويل پرداختهاند، بلكه به اين تذكر اكتفا نكرده و براى آگاهى قرآنپژوهان، به معرفى ضوابط و ملاكهاى تأويل نيز همت گماشتهاند. ضوابطى كه ايشان در آثار خويش آوردهاند، عبارتند از:
الف. نخستين شرط تأويل صحيح و مقبول، در مقابل تأويل باطل و مردود، رعايت مناسبت و ارتباط تنگاتنگ بين معناى ظاهرى و باطنى است. از اين رو چون تأويل عبارت است از مفهوم عام منتزع از فحواى كلام، ناگزير در انتزاع اين مفهوم عام، بايد مناسبت لفظى و معنوى رعايت شود.
ب. دومين شرط تأويل صحيح، رعايت نظم و دقت در كنار گذاشتن خصوصيات كلام مورد تأويل و تجريد آن از قراين خاصه است تا حقيقت و مغز آن در قالب مفهوم عام روشن شود.
بنابراين شرط صحت تأويل براى پى بردن به معناى باطنى آيه، آن است كه مفهوم بهدست آمده- پس از الغاى خصوصيات- به گونهاى باشد كه نسبت آن
[١] . همان.