معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٤٤ - ٤ قصهسرايان و همراهى دستگاه خلافت با آنان
داستانهاى اهل كتاب كه همواره با شرح و بسطهاى بىفايده همراه بوده و مفسران پيشين براى اينكه داستان كامل و جامع ساخته و پرداخته شود، روايات غير معتبر را نيز به آيات قرآنى ضميمه كردند و در نتيجه، كار بدين جا رسيد كه ما هم اكنون شاهد آنيم.[١]
٤. قصهسرايان و همراهى دستگاه خلافت با آنان
علاقه وافر صحابه و ديگران به شنيدن داستانهاى امتهاى پيشين، سبب شد تا داستانسرايى در صدر اسلام گسترش يابد. داستانسرايان با هدفهاى گوناگون از جمله دستيازى به مقام و مال و منال و بدنامى اسلام و متزلزل ساختن عقايد مسلمانان، داستانهاى خرافى فراوانى را ساخته و پرداخته و آنها را وارد جامعه و فرهنگ اسلامى كردند.
بر اساس گفته ابوشهبه، بدعت قصهگويى در اواخر خلافت عمر پديد آمد و سپس بهعنوان حرفهاى رسمى رواج يافت. بهتدريج، ابزار دست صاحبان سياست و قدرت گرديد تا براى رسيدن به مقاصد خود از گسترش اين پديده پشتيبانى كنند.[٢]
نامورترين اين داستانسرايان، تميم بن اوس دارى است كه عمر به او اجازه داد تا پيش از خطبههاى نماز جمعه در مسجد النبى به ايراد موعظه و نقل داستان بپردازد. اين كار در عهد عثمان به هفتهاى دوبار افزايش يافت.[٣] اين حرفه در زمان معاويه گسترش بيشترى يافت و وى نخستين زمامدارى بود كه داستانسرايان را با اهداف سياسى به خدمت گرفت.[٤] او براى اين كار افرادى را منصوب و براى آنان كارمزد معينى قرار داد. همچنانكه از وجود برخى صحابه
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٣، صص ٢٩٢- ٢٩١.
[٢] . ابوشهيه، الاسرائيليات و الموضوعات، صص ٩٠- ٨٩؛ محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ١٣٠.
[٣] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، صص ١٠٨- ١٠٣.
[٤] . همان، صص ١٢٦- ١٢٥؛ احمد امينى، فجر الاسلام، ص ١٦٠.