معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٢ - ٩ مخالفت با على(ع) و بغض وى، ميزان بدعت و انحراف
اهل سنت نيز همين استفاده مىشود. ذهبى در ترجمه ابان بن تغلب گويد:
تشيع در طبقه تابعان و تابع تابعان، در ميان دينداران و پارسايان وثقات فراوان گشت.
و افزوده است:
اگر احاديث اينان را با همه كثرت و شيوعى كه دارند، مردود بدانيم، قسمتى از آثار نبوى از ميان خواهد رفت و مفسده اين كار ظاهر است و به دليل نياز نيست.[١]
٩. مخالفت با على (ع) و بغض وى، ميزان بدعت و انحراف
استاد (ره) مخالفت رجال را با اهل البيت عليهم السلام بهويژه سرور و بزرگ اين خاندان بعد از رسول خدا (ص) يعنى اميرالمؤمنين (ع)، معيار و قرينهاى براى ضعف راوى و انحراف و بدعتگذارى مىدانستند.
درباره بنيانگذار مدرسه بصره، ابوموسى اشعرى (عبدالله قيس م. ٤٤) مىگويد: وى در سال ١٧ از سوى عمر بهعنوان والى وارد بصره شد. عثمان او را تثبيت كرد و بعد از مدتى وى را عزل كرد و به كوفه رفت. پس از عزل سعيد، او را بر كوفه گماشت، ولى امام اميرالمؤمنين (ع) او را عزل كرد- بهطور پنهانى با معاويه مراوده داشت- به خاطر برادرى كهن كه در بين آنها بود، چنانكه از سفارش معاويه به پسرش نسبت به پسر ابوموسى، ابو برده بر مىآيد. وى مخالف امام على (ع) بود و مدرسه او داراى انحراف شديد بود و لذا بصره پس از او سرزمين مناسبى براى پيدايش بسيارى از بدعتها و انحرافات فكرى و عقيدتى بهويژه در مسائل اصول و امامت و عدل بود.
و گفتارى از ابن ابى الحديد درباره ابو برده پسر ابو موسى اشعرى مىآورد كه از دشمنان على (ع) بود و اين دشمنى را ارث برده بود و امرى عارضى نبود.[٢]
[١] . استاد شانه چى( ره)، علم الحديث، ص ٧٠؛ ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٥.
[٢] . التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، صص ٢٧٢- ٢٧١.