معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٠ - صريحترين عبارت
توضيح اينكه مرحوم علامه در اين عبارت در مقام جواب از كسى است كه مىگويد: اگر در تفسير آيهاى از صحابه و تابعين چيزى به ما نرسيد بايد سكوت كرد (والسكوت عما سكتوا عنه واجب) لذا مىفرمايد: چنين حرفى با آيه أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً كه در مقام تحدّى و مبارزطلبى است و عموم مردم، اعم از كافر و مؤمن را به تعقل و تدبر در قرآن دعوت مىكند، مخالف است. چون چگونه مىشود در مقام تحدّى به خصمى كه هنوز به پيامبر ايمان نياورده است، گفته شود كه شما در سايه بيان و تفسير پيامبر، به قرآن مراجعه كنيد؛ اگر در آن، اختلاف و عدم انسجام يافتيد ايمان نياوريد؛ اما اگر انسجام و هماهنگى مشاهده كرديد، بدانيد كه از عالم غيب است؟ چگونه مىشود اين آيه كه در مقام تحدى است والمقام هذا المقام مردم را در فهم معانى آيات به كسى ارجاع دهد كه او را قبول ندارند؟
٣. سومين عبارت، آخرين مطلبى است كه مرحوم علامه بهعنوان جمعبندى و درباره خلاصه مطالبش چنين آورده است:
وقد تبيّن أنّ المتعيّن في التفسير الاستمداد بالقرآن علي فهمه و تفسير الآية بالآية وذلك بالتدرّب بالآثار المنقولة عن النبي و أهل بيته (عليهم السلام) وتهيئة ذوق مكتسب منها ثمّ الورود والله الهادي.[١]
ظاهر صدر اين عبارت، «تفسير آيه به آيه» را متعيّن براى فهم قرآن مىداند و جمود بر اين تعبير، بدون رجوع به ديگر عبارات آن بزرگوار نيز ممكن است براى پژوهشگر ولايتمدار، نگران كننده باشد.
ولى دقّت در اين عبارت و آنچه در ذيل جمله مزبور آمده (يعنى تعبير به «ثمّ» كه دالّ بر ترتيب زمانى مىباشد در جمله «ثمّ الورود») و نيز ما قبل اين عبارت، روشن مىكند كه آنچه مقصود مرحوم علامه (ره) در اين جمله است، كاملًا بر وِفاق است، زيرا ذيل اين عبارت و عبارات ماقبل، نشان مىدهد كه مرحوم علامه در مقام جمع بين دو طائفه از رواياتى است كه يكى از آن دو صريحاً مىگويد: كتاب الله مبهم نيست و معارف قرآنى، محجوب از عقول
[١] . همان، ص ٨٧.