معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٤ - ٦ فراگير نبودن رفع تشابه با رجوع به ظواهر آيات
٦. فراگير نبودن رفع تشابه با رجوع به ظواهر آيات
اگر در بعضى از روايات آمده است: اذا حدّثتكم بشيء فسألونى عنه فى كتاب الله دليل بر اين نيست كه غيرمعصوم نيز در تمام موارد تشابه، مىتواند از طريق ظهر آيات ديگر قرآن، رفع تشابه كند. ظاهرى كه بدون بيان معصوم، با تأمّل و تفكّر خود ما بهدست مىآمد؛ بلكه دو احتمال دارد: يا مقصود اين است كه خودِ معصوم از بطون قرآن و كُدها و رمزهايى كه در باطن قرآن، تعبيه شده، و فقط صاحبان رمز و كليد داران غيب از آن با خبرند، جواب مسائل را به توسط آن رمزها از بطون قرآن بيرون مىكشد. يا اگر هم در ظاهر قرآن باشد، به سادگى براى غير ائمه و غير اصحابِ سرّ آنان، قابل دسترسى نيست، بلكه تنها خود آن حضرات و ياران سرّ آنانند كه مىتوانند آيات مربوطه و مفسِّره را از ظاهر قرآن درآورند و اگر ما هم مىفهميم و تصديق مىكنيم، فقط پس از تفسير و تنبيه آنان است كه توجّه و التفات مىيابيم و به بيان ديگر: با روايات رسول مكرم و يا اهل البيت است كه قرآن را به نطق مىآوريم و از آن استظهار و استنباط مىكنيم.
شاهد احتمال دوم روايات فراوانى است كه مسأله «عدم دسترسى عقولالرجال و ذو وجوه بودن قرآن» را مطرح مىسازد، نظير روايت جابر از امام صادق (ع) كه فرمود:
ان للقرآن بطناً و للبطن ظهراً ثم قال: يا جابر: و ليس شيء أبعد من عقول الرجال منه، إنّ الآية لتنزل أوّلها في شيء و أوسطها في شيء و آخرها في شيء و هو كلام متصل يتصرّف علي وجوه.[١]
البته بنابر اين كه مقصود از «ذو وجوه» بودن همان ذو احتمالات بودن آيات متشابه بوده باشد كه مربوط به ظهر قرآن است نه بطن به معناى رمز و راز.
شاهد ديگر روايتى است كه مىگويد:
فاستنطقوا القرآن بسنتي؛[٢]
قرآن را با سنت من به نطق آوريد.
[١] . وسائل، ج ١٨، باب ١٣ من أبواب صفات القاضى، ح ٧٤.
[٢] . مكاتيب الرسول، ج ١، ص ٥٠١؛ ملحقات احقاق الحق، ج ٩، ص ٣١٧.