معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٠ - جواب
در آن صورت نمىتوان با تعبد گفت: چيزى را كه علم ندارى علم داشته باش. يا اين فهم و معرفت را پيدا كن. يا در خبر از عالم واقع: اين سنگى كه با اين خبر آحاد گفته شده است، طلا است و ظواهر عقلايى بر آن صادق نيست و قواعد علمى هم آن را تصديق نمىكند و قرينهاى علمى هم بر آن وجود ندارد، بگو: از باب تعبد، طلا است. آن حادثه كه هيچ شاهدى علمى بر صدق آن دلالت ندارد، بگو از باب تعبد، واقع شده است. زيرا در آنجا كه قرينه بر صدق دارد، از اصول عقلايى تبعيت مىكند، اما اگر قرينهاى ندارد، آن گونه كه در آغاز بيان شد، از محل نزاع بيرون است.
٤. لازمه نفى حجيت اخبار آحاد، محروميت از تمامى بيانات معصومين و بزرگان صحابه و تابعين نيست. زيرا كسى نمىگويد بهطور مطلق بايد از اين اخبار دست برداشت. بسيارى از اين اخبار مطابق قواعد تفسيرى و در راستاى فهم عقلايى است. برخى از آنها شاهد و قرينه بر صحت دارد و برخى از آنها بيان محتملات كلام است. از اين رو عدم حجيت خبر واحد، به معناى كنار گذاشتن معارف اهل بيت نيست. تنها آن خبرى قابل استناد نيست كه شاهدى بر صحت ندارد و تنها از باب روايت بايد آن معنا را پذيرفت.
٥. گاهى گفته مىشود هر چند قرينه بر صحت كلام وجود ندارد، اما چون معصوم گفته و آنان در بيت وحى تربيت يافته و از معانى واقعى با خبر هستند، پس بهمنزله قرينه متصل يا منفصل هستند. اما اين استدلال خلط بحث است. ما درباره كلام معصوم صحبت نمىكنيم. ما درباره خبر واحدى صحبت مىكنيم كه معلوم نيست كلام آنان باشد. اتفاقاً اين يكى از موارد منقح نشدن موضوع سخن است.
بنابراين با اين تأكيد، در نقد اين سخن آيتالله خوئى مىگوييم، تفسير روايى در آنجا كه روايتى منتسب به معصوم معنايى از آيه را بهدست مىدهد كه دليلى لفظى و نشانهاى عقلى بر صحت آن نيست و تنها بايد با تعبد عمل كرد، گويى آن است كه تبانى و عقد قلب بر صحت و تسليم و انقياد را لازم دارد، و خبر واحد اين تبانى و عقد قلب را بوجود نمىآورد؛ هر چند آگاهى از