معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٩٨ - جواب
بنابراين، اعتبار خبر ثقه جنبه تعبدى ندارد، بلكه از ديدگاه عقلا، جنبه كاشفيت ذاتى دارد، كه شرع آن را پذيرفته است. بناى انسانها بر آن است كه بر اخبار كسى كه مورد ثقه است ترتيب اثر مىدهند و همچون واقع معلوم با آن رفتار مىكنند. اين نه قراردادى است و نه تعبد محض، بلكه همان جنبه كاشفيت آن است كه اين خاصيت را به آن مىبخشد.
٣. اگر اخبار عدل ثقه را در باب تفسير، فاقد اعتبار بدانيم، از تمامى بيانات معصومين و بزرگان صحابه و تابعين محروم مىمانيم و فايده بهرهمند شدن از بيانات اين بزرگان البته، در عصر حضور منحصر نمىگردد كه يك محروميت هميشگى را به دنبال دارد.[١]
ايشان در جايى ديگر در تقرير بحث نائينى در پاسخ به اشكالى كه نسبت به عدم حجيت خبر تفسيرى شده، مىگويد:
معناى حجيت در اماره (امارهاى كه به واقع ناظر است و جهت كاشفيت دارد)، قرار دادن آن اماره، آمارهاى تعبدى در حكم شارع است. يعنى ظن حاصل از اماره را به منزله علم دانستن است. از اين رو طريق ظنى معتبر را فردى از افراد علم گرفتن، نه بهصورت وجدانى، بلكه بهصورت تعبدى. لذا جايز است كه در تمام آثارى كه بر قطع مترتب مىشود، بر اماره مترتب كنيم. در اين صورت اخبار بر طبق علم وجدانى بشود، در آن صورت كلامش بر غير علم نيست و فرقى ميان اخبارى كه متكفل بيان حكم شرعى نيست، همانطور كه در تفسير و ساير شئون دين است.[٢]
جواب
در پاسخ به استدلال حجيت خبر واحد، توجه به چند نكته ضرورى است:
١. در مورد قاعده يد، سيرههاى عقلايى به عمل ناظر است و شارع هم همين يد را اماره مالكيت دانسته، از اين رو بر چنين يدى آثار ملكيت مترتب
[١] . همان، ص ١٤٥.
[٢] . سيد ابوالقاسم خوئى، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٠٥.