معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٨ - جايگاه گفتمان خبر تفسيرى
اين فهم به خود قرآن متكى است و نه روايات.
بر اين مبنا، روايات بر قرآن عرضه مىشود و اگر قرآن قابل فهم نباشد، جايى براى عرضه نيست. همچنين فصاحت و بلاغت اين كتاب با قابل فهم نبودن آن زير سئوال مىرود، زيرا يكى از ابعاد اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت است و اگر در فهم خود به جايى ديگر نياز داشته باشد، اين كلام فصيح و بليغ نيست.[١]
بنابراين اگر درباره روايات تفسيرى سخن گفته مىشود، به همه فروض مسأله ناظر است، چه كسى قائل باشد كه در تفسير قرآن به غير قرآن نيازمند هستيم، يا قائل باشد كه فهم بدون حديث هم ممكن است، و اين گونه نيست كه تنها نظريهاى خاص را مّد نظر قرار دهد.
هفتم: گفتمان حجيت خبر واحد درتفسير، در جايى به بحث مستقل نياز دارد، كه با كتاب تعارض و تضاد نداشته باشد. زيرا در آن صورت، روايت از آغاز كنار گذاشته مىشود. همچنين اگر روايت، يكى ازاحتمالات معناى آيه را بهصورت غير انحصارى بيان نكند، درباره چنين خبر واحدى در تفسير جاى سخن است كه آيا قابل استناد است ياخير؟
هشتم: خبر واحد در صورتى مورد بحث است كه بهلحاظ خبر، موثوقالصدور نباشد. به عبارت ديگر، گاه خبر، افزون بر وثاقت راويان آنها، لازم است كه خود خبر هم موثوقبه باشد، به اين گونه يا در متن روايت شاهدى بر صحت نقل داشته باشد، هر چند كه خبر واحد و ظنى است. بنابراين اگر خبر معلومالكذب است، يا در سلسله سند افرادى ضعيف قرار دارند كه ايجاد وثوق نمىكند، حتى در نظر موافقان حجيت، در كنار گذاشتن اين اخبار، محل بحث نيست.
نهم: در دلالت لفظ بر معنا دو دلالت وجود دارد: اراده استعمالى و اراده جدى. در نسبت ميان قرآن و روايات بهويژه در باب عرضه آنها بر كتاب، مىگويند: در صورتى حجت است كه مخالف با كتاب نباشد، اما اين مخالف
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، صص ١١- ٨.