معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٦٩ - نقد و نظر
است؛ زيرا به گواهى تاريخ، موارد متعددى حتى در زمان حيات رسول الله (ص) اتفاق افتاده است كه اشخاص و كسانى كه عربزبان نيز بوده و در ميان صحابه هم از جايگاه و موقعيتى برخوردار بودهاند، گاهى نسبت به فهم معانى برخى واژهها و آيات قرآنى با اشكال روبهرو مىشدهاند و اتفاقاً بر خلاف ادعاى علامه (قدسسره) همه آن موارد از قبيل ضعف در تشخيص مصاديق هم نبوده است، بلكه بعضاً به معانى آيات قرآنى و عدم درك مفاهيم آيات ناظر بوده است مانند آنچه از ابن عباس نقل كردهاند كه گفته است، من در جريان منازعه دو اعرابى بر سر حفر چاه پس از آنكه حفر كننده اوّلى چاه گفت: انا فطرتُها تازه فهميدم كه فطر به معناى حفر و شكافتن اوّليه مىباشد و تا قبل از آن اين معنا را نمىدانستم. و نيز مانند حكايتى كه از خليفه دوّم نقل شده است مبنى بر اينكه به هنگام قرائت آيه شريفه وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا در معناى واژه أبّ و اينكه مفهوم آن چراگاه مىباشد، دچار مشكل شده و سؤال كرد: معناى فاكهه را دانستيم چيست، اما أبّ به چه معنا است؟[١]
موارد ياد شده و نظاير آن كه اندك نيز نمىباشد، نشان دهنده اين حقيقت است كه برخلاف ادعاى علامه (قدسسره) اين گونه نبوده و نيست كه معنا و مفهوم آيات قرآن به خاطر فصيح بودنش براى همگان قابل درك باشد.
٣. ملازمهاى نيز كه ايشان ميان صحت تحدّى و قابل فهم بودن براى همه قائل شدهاند، مخدوش به نظر مىرسد.
توضيح اينكه: همان گونه كه گذشت، علامه (قدسسره) لازمه صحت تحدّى قرآن را قابل فهم بودن الفاظ و آيات آن براى همگان دانستهاند. حال آنكه چنين ملازمهاى وجود ندارد؛ چون مىگوييم:
خداوند در صدد بود تا عجز منكرين قرآن را از نظر آوردن كتابى مانند آن آشكار نمايد. اگر منكرين مىپذيرفتند كه ناتوانند، مقصود حاصل مىبود، ولى چون نپذيرفتند، از آنها درخواست كرد كه اگر مىتوانيد مثل قرآن بياوريد؛ اما ديگر تصريح و يا تلميح و تضمينى مبنى بر مشروط ساختن آوردن و ارائه
[١] . محمدحسين ذهبى، التفسير و المفسرون، ج ١، ص ٣٥.