معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥١ - آيا مىتوان علم الموهبه را شرط مفسر دانست؟
نگاشتهاند مىباشد و نگاه مثبتترى را نشان مىدهد.
ايشان تفاسير عرفانى را كه ادعا شده از علم الموهبه برخاسته است، به موفق و ناموفق تقسيم مىكند. وى نشانه تغيير موفق را دو چيز مىدانند:
١. آنچه كه بيان شده بتواند در مفهوم عام قرآن جاى گيرد؛
٢. اگر رابطه معنايى با مفهوم آيات نداشته باشد، آن را بهعنوان تفسير آيات قلمداد نكرده باشد، بلكه مطلبى قلمداد شود كه به حسب قانون تداعى معانى، به ذهن مفسر رسيده و براى فوايد مختلفى آنها را در تفسير خود گنجانيده است.
او نشانه ناموفق بودن برخى از تفاسير را فقدان يكى از دو مشخصه تفاسير موفق مىداند كه ذكر شد. ايشان تفسير محمد بن سهل بن عبدالله تسترى و ابوعبدالله سُلَمى را موفق مىداند، اما تفسير محىالدين ابن عربى را ناموفق مىشمارد.[١]
در واقع ايشان معتقدند برخى از تفاسير كه ادعا شده بر اساس علم الموهبه ايجاد شدهاند، صحيح نيست و جنبه رحمانى ندارد و نمىشود منبع آنها موهبت خداوندى باشد.
آيا مىتوان علم الموهبه را شرط مفسر دانست؟
علم الموهبه نتيجه عملكرد خالصانه بنده خدا است كه خداوند بهعنوان ثواب اعمال آن را به بندهاش عطا مىكند. بنده نمىداند اين علم الموهبه چه زمانى و به چه صورتى و چگونه به او عطا مىشود و به تعبير ديگر حصول آن از قدرت انسان خارج و به اراده خداوندى بستگى دارد؛ به همين سبب گروهى گفتهاند نمىتوان آن را بهعنوان تكليفى به حساب آورد و گفت بر مفسر واجب است كه ابتدا علم الموهبه را تحصيل كند و سپس به تفسير همت گمارد.
استاد معرفت، اين اشكال را از زبان سيوطى نقل و پاسخ آن را نيز به نقل از ايشان، از كتاب الاتقان، بيان مىدارند. شرح پاسخ سيوطى آن است كه؛ اگر چه
[١] . ر. ك: همان، ص ٣٦٩.