معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٠ - علم فقه
بخشى از آن را- در دانش تفسير مؤثر خواهند يافت. فقط:
من نمىدانم
كه چرا مىگويند «اسب» حيوان نجيبى است «كبوتر» زيباست
و چرا در قفس هيچكسى «كركس» نيست
گل «شبدر» چه كم از «لاله» قرمز دارد؟
چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد![١]
علم فقه
هشتمين علمى را كه استاد- به نقل از راغب- بايسته يك مفسر مىداند، علم فقه است.[٢] دانش فقه تفصيل اجمالاتى است كه گاه در قرآن كريم به كار رفته است. استاد مىنويسد:
احكامى بهصورت كلى در قرآن آمده است ... كه تفسير و تبيين جزئيات آن را بايد از سنت (گفتار، كردار يا تقرير پيامبر (ص)) جويا شد ... بايد به روايات رجوع كرد تا بيان كافى نسبت به هر يك بهدست آورد.[٣]
بهطور كلى با استفاده از احكام شرعى- كه با استناد به ادله اربعه فقهى بهدست آمدهاند- مىتوان بهعنوان قرينهاى در فهم آن دسته از آياتى كه ظهور اوليه آنها با احكام قطعى فقهى تنافى دارد، بهره گرفت و مراد واقعى پروردگار را پيدا كرد.[٤]
استاد در ذيل آيه وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ[٥] احاديثى آورده است كه «غناء» را از مصاديق «قول الزور» مىداند و در ادامه با برشمردن روايات ديگرى از آنها، استظهار مىكند كه مراد روايات «بيان المصداق» است نه «بيان اتحاد مفهومى قول زور و غنا»؛ آنگاه مىنويسد:
تمام اينها دلالت مىكنند كه غناء وقتى حرام است كه عناوين باطلهاى مثل «لهو» يا «قول الزور» بر آن صادق باشد. اما اگر چنين نباشد- مثل
[١] . سهراب سپهرى.
[٢] . تفسير و مفسران، ج ١، ص ٥٧.
[٣] . همان، صص ١٧١ و ١٧٠؛ همچنين ر. ك: همان، ص ١٧٤ بخش چهارم).
[٤] . محمود رجبى، روششناسى تفسير، ص ٣٦٥.
[٥] . حج، آيه ٣٠.