معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٤ - نمونههايى از تأثير معانى و بيان در تفسير
همراه كند. بهطور مثال وقتى كه شما [بهعنوان يك متكلم] مىخواهيد نقيصهاى را از كسى نفى كنيد اگر بگوييد: «فلان لايكذب» يا «لايبخل» سخنتان فقط يك ادعاى بدون دليل است، اما اگر كلمه «مثل» را اضافه كنيد و بگوييد «مثل فلان لا يكذب» او «لايبخل» كلامتان را با برهان و حجت همراه كردهايد؛ چون كسى كه داراى صفات و ويژگىهاى كريمانه او باشد نمىتواند چنين باشد زيرا وجود اين صفات مانع از هبوط او به رذائل اخلاقى است ... پس يكى از الفاظ تشبيه ركن ادعا است و ديگرى برهان آن ادعا.[١]
استاد در ذيل آيه قالت اليهود يد الله مغلوله غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء[٢] مىنويسد:
«غل اليد» و «بسط اليد» كنايه[٣] هستند از «امساك» و «انفاق»، درست مثل كريمه لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ[٤] چون قطعاً نه مراد از «غل اليد» بستن دو دست به گردن (مثل افراد دست شكسته) است و نه مراد از بسط يد افقى نگه داشتن دستها (مانند مرتاضان)، ولى صاحب ذوق اشعرى با جمود بر ظاهر لفظ از ذوق عرب رقيق فاصله گرفته است.[٥]
آيتالله معرفت در رد برداشت مجسمه از كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ[٦] كه «وجه» را حمل بر عضو ظاهرى مىكنند مىنويسد: فضاى آيه نمىتواند اين باشد كه بعد از فناى همه موجودات فقط صورت خداوند باقى است؛ بلكه مراد بقاى ذات او است.[٧] حصر يكى از مسائل علم معانى است[٨] و در اينجا استاد از طريق حصر استدلال، مجسمه را با مشكل روبهرو كرده است.
[١] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٥، صص ٥٨- ٥٦.
[٢] . مائده، آيه ٦٤.
[٣] . مؤيد برداشت كنايى از آيه لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ.( آل عمران، ١٨١) است.
[٤] . اسراء، آيه ٦٩
[٥] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، صص ١٥٠- ١٤٩
[٦] . قصص، آيه ٨٨.
[٧] . همان، ص ١٤٦
[٨] . مختصرالمعانى، باب القصر، ص ١١٥.