معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٩ - ب نقد انتساب اين انكار به سيوطى
كردم ثمراتى دارد كه مفسّر را از ثمرات اين دو علم بىنياز مىكند.[١]
اين همان سخن آلوسى است كه دچار سوء برداشت شده است.
علم نحو- با تعريفى كه آلوسى از ابواب آن بهدست مىدهد- همان علمى است كه وى ثمراتش را موجب بىنيازى مفسّر از علم صرف معرفى مىكند؛ جالب اين كه در عبارت آلوسى به جاى «نفى تأثير علم صرف در تفسير» نياز مفسر به علم جداگانهاى غير از علم نحو نفى شده است. جالبتر آن كه نفى تأثير علم صرف در حالى به آلوسى نسبت داده مىشود كه او در جاى جاى تفسير خود از مباحثى صرفى مثل معانى ابواب ثلاثى مزيد،[٢] وزن كلمات،[٣] اسماء مشتق[٤] و ادغام[٥] و .... استفاده كرده است.
ب. نقد انتساب اين انكار به سيوطى
سيوطى در التحبير[٦] در مورد علم صرف مىنويسد:
ولم يذكره بعضهم و هو الأصوب
تعبير «هوالأصوب» اگر چه مشعر به اين است كه عدم ذكر علم صرف در ميان علوم مورد نياز مفسّر درستتر مىباشد، اما ذكر شدن آن در ميان اين علوم را هم نادرست نمىداند. بنابراين مدلول عبارت التحبير بيش از آن كه نفى بايستگى علم صرف براى مفسرين باشد، ترديد سيوطى را مىرساند؛ ترديدى كه بعدها در تأليف كتاب الاتقان (كه به ادعاى خود سيوطى به انگيزه استقصاى بيشتر و تكميل مباحث ارائه شده در التحبير به نگارش در آمده است[٧]) تبديل به جزم و موقعيت علم صرف بهعنوان يكى از علوم بايسته مفسران در آن
[١] . محمود آلوسى، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم و السبع المثانى، ج ١، صص ٧- ٦.
[٢] . مثلًا در ج ٧، ص ١٠٦( ذيل آيه ١١ رعد)، ج ٧، ص ١٧٥( ذيل آيه ٣ ابراهيم)، ج ٨، صص ٧٩- ٧٨( ذيل آيه ٤١ اسراء) و ج ٦، ص ٤٢٣( ذيل آيه ٣٢ يوسف).
[٣] . مثلًا در ج ١٤، ص ١٢٠( ذيل آيه ٦٣ الرحمن) و ج ٤، ص ١٨٤( ذيل آيه ٧٤ انعام).
[٤] . مثلًا در ج ٢، ص ٣٥٥( ذيل آيه ١٨٢ آل عمران) و ذيل آيه ٣٧ ابراهيم و ذيل آيه ٣٠ انبياء.
[٥] . مثلًا در ج ٧، ص ١٠٦ ذيل آيه ١١ رعد.
[٦] . التحبير، ص ٥٤١.
[٧] . جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٣.