معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٧ - شبهه اول
نقل و نقد دو شبهه درباره علم صرف
شبهه اول
علم صرف هم مثل بسيارى از علوم ديگر در كنار قواعد ضرورى و كاربردىاش، از مباحثى آكنده است كه ثمره علمى خاصّى بر آنها مرتبت نمىشود. اما كاربردى نبودن برخى از مباحث يك علم هرگز موجب تخطئه كليت آن علم نمىشود. چنان كه در يكى از كتب تفسير آمده است:
آن چه در علم اصول محرز شده است اين است كه علم صرف از علوم واقعى نيست، بلكه نوع خاصّى از ذوقيات و استحسانات محفلى است كه نه در اصول قابل اتكا است و نه در فروع. در حقيقت اعراب باديهنشين [واژهها] را استعمال مىكردند و اهالى شهرها [آن استعمالات را] با «تخيّلات بارده» تجزيه و تحليل مىكردند [تا علم صرف خلق شود.][١]
در نقد اين ادّعا توجه به چند امر ضرورى است:
الف. محقق خراسانى بحث بسيار كوتاهى در نفى دلالت افعال بر زمان آورده است،[٢] كه اگر مراد مفسّر فوق از المحرز في علم الاصول ... همين سخن صاحب كفايه باشد، بايد گفت كه در مقابل اين سخن وى انبوهى از سخنان اصوليان ديگر در تأييد علم صرف و حتى نياز اهالى فقه و استنباط به آن وجود دارد[٣] كه مانع از آن مىشود كه تخيّلى و غير واقعى بودن علم صرف را به «كليت علم اصول» نسبت داد. اگر هم مراد وى، اصول ديگرى غير از صاحب كفايه باشد، اصلًا در علم اصول مبحث نقد و بررسى «علم صرف» وجود ندارد.
ب. جالب اين است كه خود اين مفسّر حتى نياز دانشمندان علم اصول به علم صرف را هم بهصورت اجمالى در كتاب اصولى خود پذيرفته است.[٤]
[١] . تفسير مصطفى خمينى، ج ١، ص ٧١.
[٢] . ر. ك: محمدكاظم خراسانى، كفاية الاصول، صص ٤١- ٤٠.
[٣] . به عنوان نمونه ر. ك: مفاتيح الاصول، ص ٥٧١.
[٤] . تحريرات فى الاصول، ج ١، ص ٣٧:« مباحث اللغة و النحو و الصرف و .... التي يحتاج اليها الاصولي في تحرير مباحثه»