ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٧٧ - مسأله ٢٣ - وكالت به مرگ وكيل و همچنين موكل باطل مىشود
نيست و اگر بگويد مثلا: «وكالت دادم به تو كه ديگرى را وكيل نمايى» اين اذن است در توكيل ديگرى از طرف موكل، و ظاهرا چنين است در صورتى كه بگويد: «ديگرى را وكيل نما» اگر چه خالى از تأمّل نيست.
(١)
مسأله ٢٠- اگر وكيل دوم، وكيل از طرف موكل باشد در عرض وكيل اول مىشود
(وكيل دوم از حيث وكالت با وكيل اوّل يكسان مىشود)، پس وكيل اول حق ندارد او را عزل نمايد و با عزل شدن اولى (دومى) عزل نمىشود بلكه اگر وكيل اول بميرد وكالت دومى به حالش باقى مىماند. ولى اگر وكيل دوم از طرف اولى وكيل باشد (وكيل اول) حق دارد او را عزل كند و وكالتش تابع وكالت اولى است پس به عزل شدن اولى يا به مرگ او، (دومى نيز) عزل مىشود.
و بعيد نيست كه موكل حق داشته باشد كه بدون آنكه اولى را عزل كند، دومى را عزل نمايد.
(٢)
مسأله ٢١- جايز است كه دو نفر و بيشتر در يك چيز از يك نفر وكيل شوند
؛ پس اگر موكل صريحا آنها را منفردا وكيل نمايد يا كلام موكل ظهور عرفى در انفراد داشته باشد كه بايد متابعت شود، براى هر كدام از آنها جايز است كه در تصرف مستقلا و بدون مراجعه به ديگرى عمل نمايند. وگرنه براى هيچ يك از آنها انفراد در عمل مورد وكالت جايز نيست و لو اينكه ديگرى غايب يا عاجز باشد- چه به انضمام و اجتماع تصريح كرده باشد يا مطلق گذاشته باشد به اينكه مثلا بگويد: «وكالت دادم به شما» يا «شما دو وكيل من هستيد» و مانند اينها- و اگر يكى از آنها بميرد وكالت به طور كلى در صورتى كه اجتماع را شرط كرده يا اطلاقى باشد كه به حكم شرط اجتماع باشد، باطل مىشود و وكالت شخص باقى مانده- اگر منفردا وكيل شده- باقى مىماند.
(٣)
مسأله ٢٢- عقد وكالت از دو طرف جايز است
؛ پس وكيل حق دارد خود را در حضور موكل يا در غياب او، عزل نمايد. و همچنين موكل حق دارد او را عزل نمايد؛ ليكن عزل شدن او به عزل كردن موكل، مشروط است كه به وكيل برسد، پس اگر عزل وكيل را انشا كند ولى وكيل اطلاعى از آن نداشته باشد عزل نمىشود. بنابراين، اگر وكيل انجام دهد امرى را كه مورد وكالت بوده قبل از آنكه خبر عزلش را بشنود و لو به خبر دادن موثقى، نافذ مىباشد.
(٤)
مسأله ٢٣- وكالت به مرگ وكيل و همچنين موكل باطل مىشود
اگر چه وكيل مرگ او را نداند. و بنابر اقوى به پيدا شدن ديوانگى مستمر و بنابر احتياط در غير چنين ديوانگى (مثلا ادوارى) و بنابر احتياط به بيهوشى هر يك از اينها و به تلف شدن آنچه وكالت به آن تعلق گرفته است و به انجام دادن موكل و لو به واسطه آنچه را كه مورد وكالت است باطل مىشود؛ كما اينكه به او وكالت بدهد كه سلعهاش را بفروشد، سپس خودش آن را بفروش برساند يا كارى انجام دهد كه با وكالت منافات داشته باشد، مثل اينكه او را در فروش چيزى وكيل نمايد سپس