ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥١ - مسأله ٢٠ - اگر يك نفرى دينى داشته باشد و از ديگرى التماس كند كه آن را پرداخت كند
چيزى را- نه بر مقرونه بر ضامن- ثابت نمىكند.
(١)
مسأله ١٧- بنابر اقوى ضمانت اعيان مضمونه براى مالك آنها [جايز نيست]
مانند غصب و آنچه كه به عقد باطل گرفته شده، از طرف كسى كه آنها را در دست دارد، جايز نيست.
(٢)
مسأله ١٨- اشكالى نيست در جواز ضمانت از طرف بايع به ملتزم شدن ثمن براى مشترى، اگر معلوم شود كه مبيع مال ديگرى است
، يا معلوم شود بطلان عقد به خاطر نبود يكى از شرايط صحت در صورتى كه بايع ثمن را قبض نموده و نزد او تلف شده، و اما در صورت بقاى آن در دست بايع، مورد تردّد است. و ضمانت كردن براى مشترى از طرف بايع جبران آنچه كه از ساختمان و درخت كارى كه مشترى در زمين خريدارى شده احداث كرده، در صورتى كه معلوم شود مال ديگرى است و مالك آن را قلع نمايد، بنابر اقوى صحيح نيست.
(٣)
مسأله ١٩- اگر رهنى بر دينى باشد كه بر مضمون عنه است، به ضمانت، آزاد مىشود
چه ضامن، آزادى آن را شرط بكند يا نه.
(٤)
مسأله ٢٠- اگر يك نفرى دينى داشته باشد و از ديگرى التماس كند كه آن را پرداخت كند
و او بدون ضمانت از او براى دائن، پرداخت كند حق دارد در صورتى كه در اداى آن قصد تبرع نداشته باشد به التماسكننده رجوع نمايد.