ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٤٧ - مسأله ١٥ - حيوان وحشى - چه از پرنده باشد يا غير آن - به يكى از سه امر ملك مىشود
نباشد مگر اينكه به علاج و چارهاى توسّل شود. پس تذكيه شكارى بر حيوان اهلى مأنوس واقع نمىشود، چه انس آن اصلى باشد مانند مرغ و گوسفند و شتر و گاو يا عارضى پيدا شده باشد مانند آهو و پرندهاى كه مأنوس شدهاند. و همچنين است بچه حيوان وحشى قبل از آنكه بدود. و جوجه پرنده قبل از آنكه بر پرش قدرت پيدا كند. پس اگر پرنده و جوجه آن را كه قدرت بر پريدن ندارد، تير بزند و آنها را به قتل برساند پرنده حلال مىشود و جوجه حلال نمىباشد.
(١)
مسأله ١٣- ظاهر آن است كه همان طورى كه تذكيه به وسيله شكار بر حيوان مأكول اللحم واقع مىشود و خوردن به وسيله آن حلال مىشود و پوست آن پاك مىگردد، بر غير مأكول اللحم نيز كه قابل تذكيه است واقع مىشود
؛ پس پوست آن به آن وسيله پاك مىشود و انتفاع از آن جايز است و اين در صورتى است كه شكار به وسيله جماد باشد. و امّا اگر به وسيله جاندار باشد داراى تأمّل و اشكال است.
(٢)
مسأله ١٤- اگر وسيله شكار، يك قطعه از حيوان را جدا كند پس اگر وسيله حلالكننده نباشد مانند تور و طناب مثلا، قسمتى كه در آن سر و محل تذكيه نيست حرام است.
و همچنين حرام است على الاحوط قسمت ديگر در صورتى كه روحى كه استقرار داشته باشد از او برود، به اينكه حركتش حركت مذبوح باشد. و اگر جان مستقرش باقى بماند، با تذكيه حلال مىشود. و اگر وسيله، حلالكننده باشد مانند شمشير در شكار با همه شرايط، پس اگر روح مستقر آن- به وسيله اين قطع نمودن- از هر دو قسمت برود هر دو حلال مىشوند. و اگر روح مستقر باقى بماند قسمتى كه داراى سر و محل تذكيه نيست حرام است و ميته مىباشد، چه زمان براى تذكيه باشد يا نه؛ و اما قسمت ديگر حلال است در صورتى كه زمان براى تذكيه نباشد و اگر باشد فقط به ذبح حلال مىشود.
(٣)
مسأله ١٥- حيوان وحشى- چه از پرنده باشد يا غير آن- به يكى از سه امر ملك مىشود:
يكى از آنها اين است كه: حقيقتا گرفته شود، به اينكه پاى او يا شاخ يا بال او را بگيرد يا با طناب و مانند آن او را ببندد به شرطى كه به قصد شكار و تملك او باشد. و اما در صورت عدم قصد داراى اشكال است، كما اينكه اگر با قصد خلاف آن باشد، مالك نمىشود. دوّمى آنها اين است كه: در وسيلهاى كه عادتا براى شكار است واقع شود مانند طناب و دام و تور و مانند اينها در صورتى كه آن را براى شكار نصب كرده باشد. سوّمى آنها اين است كه: به سبب وسيلهاى او را غير ممتنع. و رام و تسليم بگرداند، كما اينكه اگر به او تير بزند و به طورى مجروح كند كه مانع فرارش شود يا بالش را بشكند كه از پريدن آن جلوگيرى نمايد. چه اين وسيله از وسايل حلالكننده شكار باشد مانند تير و سگ تعليم يافته يا از غير اينها باشد مانند سنگ و چوب و