ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٨٩ - مسأله ٣٣ - اگر در احياى معدن، شروع نمايد سپس اهمال كند و آن را معطل بگذارد به تمام كردن كار يا دست برداشتن از آن مجبور مىشود
(١)
مسأله ٣١- اگر نهرى كه مملوك و مشترك عدهاى است، به پاك نمودن يا كندن يا اصلاح يا مسدود نمودن شكافهايش و مانند اينها محتاج باشد
پس اگر همه آنها اقدام نمايند هزينه آن به عهده همه آنها به نسبت ملكشان از نهر است، چه اقدامشان اختيارى باشد يا به اجبار حاكم قدرتمند ظالم يا به الزام شرع باشد. كما اينكه مشترك بين چند نفرى باشد كه تحت سرپرستى مىباشند و ولى شرعى مصلحت لازم ببيند كه مثلا تعمير شود، و اگر همه آنها اقدام نكردند مگر بعضى از آنان، كسى كه خوددارى از آن نموده اجبار به آن نمىشود و اقدام كنندگان حق مطالبه حصه خوددارىكننده را از هزينه ندارند مادامىكه اقدامشان به تقاضا و تعهد او به بذل حصهاش، نباشد. ولى اگر نهر مشترك بين قاصر و غير او باشد و اقدام غير قاصر متوقف بر مشاركت قاصر باشد يا به خاطر آنكه بدون او قدرت ندارد يا به خاطر غير آن باشد بر ولى قاصر واجب است كه جهت مصلحت او، در تعمير آن شركت نمايد و به مقدار حصهاش از هزينه، از مال او بذل نمايد.
(٢)
مسأله ٣٢- و از مشتركات، معادن است
و آنها يا ظاهرند، كه در استخراج و وصول به آنها، به كار و هزينهاى احتياج نيست مانند نمك و قير و كبريت و موميايى و سرمه و نفت در صورتى كه هيچ كدام از اينها به كندن و كار مورد توجه نياز نداشته باشد. و يا (معادن) باطنى مىباشند و آنها معادنى هستند كه ظاهر نمىشوند مگر به كار و علاج مانند طلا و نقره و مس و سرب و همچنين نفت در صورتى كه در استخراج آن به كندن چاهها نياز باشد كما اينكه در اين زمانها غالبا معمول است. اما معادن ظاهر، به حيازت- نه به احيا- ملك مىشوند؛ پس اگر چيزى از آنها را بگيرد آنچه را كه گرفته است، مالك مىشود كم باشد يا زياد اگر چه از آنچه كه عادتا براى مثل او و بر مقدار نيازش، زيادتر باشد و باقيمانده آن- از آنچه كه نگرفته است- به طور مشترك باقى مىماند و به كسى كه در گرفتن آن سبقت گرفته، اختصاص ندارد. و بنابر احوط او حق ندارد مقدارى را كه موجب تنگى و زيان بر مردم باشد، حيازت كند. و اما معادن باطنى، پس آنها به احيا ملك مىشوند به اينكه كار و شكافتن و كندن آنها به حدّى باشد كه به آنها برسد پس حال آنها حال چاههاى كنده شده در موات به خاطر درآوردن آب، مىباشد و تحقيقا گذشت كه به كندن آنها تا اينكه به آب برسند، ملك مىشوند و آب هم به تبع آنها ملك مىشود.
و اگر در آنها عملى انجام شود كه به آنها نرسد، تحجير مىباشد كه مفيد احقّيت و اولويت- نه ملكيت- است.
(٣)
مسأله ٣٣- اگر در احياى معدن، شروع نمايد سپس اهمال كند و آن را معطل بگذارد به تمام كردن كار يا دست برداشتن از آن مجبور مىشود.