ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٦٧ - مسأله ١٣ - در موصى - علاوه بر آنچه كه ذكر شد - معتبر است كه عمدا قاتل خودش نباشد
(١)
مسأله ٦- در قبول هر چه كه بر رضايت دلالت كند، از قول يا فعل كفايت مىكند
مانند گرفتن موصى به و تصرف در آن به قصد قبول.
(٢)
مسأله ٧- بين وقوع قبول در حيات موصى يا بعد از موت او فرقى نيست
، كما اينكه در قبولى كه بعد از مدت واقع شده، بين اينكه متصل به مرگ بوده يا مدتى از آن متأخر باشد، فرقى نمىباشد.
(٣)
مسأله ٨- اگر بعضى از وصيت را رد كند و قسمتى ديگر را قبول نمايد بنابر اقوى در آنچه كه قبول نموده، صحيح است
و نسبت به آنچه كه رد كرده باطل است مگر اينكه به مجموع آن از حيث اينكه مجموع است، وصيت كرده باشد.
(٤)
مسأله ٩- اگر موصى له در حيات موصى يا بعد از مرگ او، قبل از آنكه ردّ يا قبولى از او صادر شود، بميرد ورثهاش در ردّ و قبول آن، جاى او مىباشند
، پس با قبولشان، مالك موصى به مىشوند؛ مانند مورثشان در صورتى كه موصى از وصيتش برنگردد.
(٥)
مسأله ١٠- ظاهر آن است كه وارث مال را ابتداء از موصى مىگيرد نه آنكه اولا به موصى له منتقل سپس به وارث او انتقال پيدا كند
، اگر چه تقسيم آن بين ورثه- در صورت متعدد بودن آنها- بر اساس تقسيم ارثيه است. بنابراين از موصى به ديون موصى له خارج نمىشود و وصيتهايش در آن نافذ نمىباشد.
(٦)
مسأله ١١- اگر بعضى از ورثه قبول كند و بعضى از آنان رد نمايند وصيت نسبت به سهم كسى كه قبول نموده صحيح است
و به نسبت سهم كسى كه رد نموده است باطل است.
(٧)
مسأله ١٢- بلوغ و عقل و اختيار و رشد در موصى معتبر است
؛ پس وصيت بچّه صحيح نيست ولى بنابر اقوى وصيت بچهاى كه به ده سالگى رسيده باشد در صورتى كه در نيكى و معروف باشد، صحيح است مانند ساختن مساجد و پلها و وجوه خيرات و نيكىها. و همچنين وصيت ديوانه و لو اينكه ادوارى باشد در دور ديوانگيش، صحيح نيست. و وصيت مست و مجبور و محجور عليه در صورتى كه به مالى كه در آن محجور است تعلق داشته باشد، صحيح نيست.
(٨)
مسأله ١٣- در موصى- علاوه بر آنچه كه ذكر شد- معتبر است كه عمدا قاتل خودش نباشد
پس كسى كه زخمى را بر خود بزند يا سمّى بنوشد يا خودش را از جاى بلندى بيندازد و مانند اينها از چيزهايى كه موجب قطع يا گمان است كه او را به هلاكت مىرساند وصيت او در اين حال كه به اموالش تعلّق دارد، صحيح نيست. و اگر آنچه را كه ذكر شد، به طور اشتباهى انجام دهد يا گمان سلامت او باشد، ولى اتفاقا به همان كار بميرد، وصيتش نافذ مىباشد. و اگر وصيّت كند سپس چيزى را در خودش احداث كند كه به هلاكتش منتهى شود، وصيتش باطل نمىشود اگر چه در وقت وصيّت، بنا داشته است كه بعدا چنين كارى را انجام دهد.