ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦١٩ - مسأله ٤ - در رجوع شاهد گرفتن لازم نيست
(١)
رجوع
(٢) «رجوع» برگرداندن زن مطلقه در زمان عدهاش به ازدواج سابقش است. و در زن بائنه و در رجعيه كه عدهاش منقضى شده است، رجوعى نيست.
(٣)
مسأله ١- رجوع يا به قول است و آن هر لفظى است كه بر انشاى رجوع دلالت كند [و يا به فعل]
مانند قول او: «راجعتك الى نكاحى» و مانند آن، يا دلالت كند بر تمسك به زوجيت زن مانند قول او:
«رددتك الى نكاحى» يا «امسكتك فى نكاحى» و در همه، ساقط كردن «الى نكاحى» و «فى نكاحى» جايز است. و عربيت در آن معتبر نيست بلكه به هر لغتى كه آن معناى مقصود را فايده بدهد واقع مىشود. و يا به فعل است، به اينكه كارى با او بكند كه فقط براى شوهر با حليلهاش جايز است مانند وطى و بوسيدن و لمس با شهوت يا بدون آن.
(٤)
مسأله ٢- حلال شدن وطى و كمتر از آن، از بوسيدن و لمس توقف ندارد
بر اينكه جلوتر از آن لفظا رجوع كرده باشد و يا اينكه قصد رجوع به آن باشد، چونكه زن رجعيّه در حكم زوجه است. و آيا در اينكه وطى رجوع شود قصد رجوع به آن معتبر است؟ دو قول است كه اقواى آنها اين است كه معتبر نمىباشد. و اگر قصد عدم رجوع و عدم تمسك به زوجيت داشته باشد در اينكه وطى رجوع باشد تأمل است؛ البته در خصوص دخول بعيد نيست كه رجوع باشد. و كار غافل و كسى كه سهو مىكند و كسى كه خواب است، از آنچه كه قصدى براى كار آنها نيست اعتبار ندارد كما اينكه كارى كه مقصود است و ليكن غير مطلقه را قصد كرده باشد اعتبار ندارد مثل اينكه به اعتقاد اينكه آن زن غير مطلقه است با او نزديكى كند.
(٥)
مسأله ٣- اگر مرد اصل طلاق را انكار نمايد و حال آنكه زن در عده است، اين انكار، رجوع مىباشد
اگر چه دروغش معلوم باشد.
(٦)
مسأله ٤- در رجوع شاهد گرفتن لازم نيست
اگر چه جهت دفع وقوع در تخاصم و نزاع مستحب است.
و همچنين اطلاع زوجه بر رجوع معتبر نمىباشد پس اگر بدون اطلاع كسى رجوع كند واقعا صحيح است ليكن اگر مرد بعد از انقضاى عده، ادعاى رجوع نمود و زوجه او را تصديق نكند، ادعاى مرد مسموع نمىباشد نهايت آنكه اگر مرد ادعا كند كه زن مىدانسته است زن بايد قسم بخورد كه رجوع او را نمىدانسته است كما اينكه اگر مرد ادعا كند كه با فعل، رجوع كرده مانند وطى، و زن او را انكار نمايد قول، قول زن است با قسمش ليكن قسمش بايد بر قطع باشد نه بر اينكه نمىداند.