ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٢١ - عيبهاى موجب خيار فسخ و تدليس
ازدواج كراهت دارد و البته سؤال و فحص از حال او در صحت ازدواج شرط نيست.
(١)
مسأله ١٨- متعه نمودن زن زانيه، خصوصا اگر از زنهايى باشد كه در زنا شهرت دارد، با كراهت جايز است
، و اگر متعه نمود او را از فجور بازدارد.
(٢)
عيبهاى موجب خيار فسخ و تدليس
(٣) آنها دو قسم مىباشند: مشترك و مختص، اما مشترك، ديوانگى است و آن عبارت است از اختلال عقل.
ولى اغماء و مرض صرع كه موجب پيدا شدن حالت معهودى در بعضى از اوقات مىشود از ديوانگى نمىباشند، و هر كدام از زوجين حق دارند به جنون طرفش در مرد مطلقا، ازدواج را فسخ نمايند چه ديوانگى او قبل از عقد باشد و زن آن را نداند، يا بعد از عقد و قبل از وطى، يا بعد از آن پيدا شود. البته در آنچه كه بعد از عقد پيدا شود در صورتى كه به حدى نرسد كه اوقات نماز را نشناسد، تأمل و اشكال است؛ پس احتياط ترك نشود و اما در زن پس در موردى است كه قبل از عقد باشد و مرد آن را نداند- نه آنكه بعد از عقد پيدا شود- و در جنونى كه موجب خيار فسخ است بين هميشگى و ادوارى آن فرق نمىكند اگر چه عقد در حال افاقه او واقع شود، كما اينكه ظاهر اين است كه در اين حكم بين ازدواج دائم و منقطع فرق نمىباشد.
و اما مختص، پس آنچه كه اختصاص به مرد دارد سه تا مىباشد: «خصاء» و آن كشيدن بيضهها يا كوبيدن آنها است، كه زن مىتواند در صورتى كه قبل از عقد باشد و آن را نمىدانسته است به جهت آن عقد را فسخ نمايد.
و «جبّ» و آن قطع شدن آلت رجولى است به شرطى كه چيزى از آن باقى نمانده باشد كه وطى با آن ممكن باشد و لو به قدر حشفه باشد. و در موردى كه اين چنين باشد و جلوتر از عقد هم بوده باشد، زن مىتواند آن را فسخ نمايد. و اما اگر بعد از عقد باشد در آن تأمل است، بلكه اگر بعد از عقد باشد مطلقا- چه قبل از وطى باشد يا بعد از آن- بعيد نيست كه خيار فسخ نداشته باشد.
و «عنن» و آن بيمارى و مرضى است كه مانع برخاستن آلت رجوليّت مىشود، به طورى كه از دخول كردن عاجز باشد؛ پس در صورتى كه مطلقا از وطى او عاجز باشد، زن مىتواند فسخ نمايد.
ولى اگر او را نتواند وطى نمايد و ليكن بر نزديكى با غير او توانايى داشته باشد، آن زن حق خيار فسخ ندارد. و به جهت آن خيار فسخ ثابت مىشود چه قبل از عقد باشد يا بعد از آن