ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٥١ - مسأله ٢٥ - در تذكيه ماهى در وقت بيرون آوردن آن از آب يا در وقت گرفتن آن بعد از خروج آن از آب، ذكر خدا شرط نيست
(١)
مسأله ٢٠- اگر شكارچى، شكارش را رها نمايد چنانچه قصد اعراض آن را ننموده باشد از ملكش خارج نمىشود
و ديگرى آن را شكار كند مالكش نمىشود. ولى اگر قصد اعراض و زوال ملكش از آن بنمايد ظاهرا مانند مباح مىشود، براى ديگرى جايز است كه آن را شكار كند و مالكش مىشود؛ و بنابر اقوى اوّلى حق رجوع به او را بعد از تملك او ندارد.
(٢)
مسأله ٢١- غير پرنده وقتى به وسيله شكار، ملك مىشود كه ملك ديگرى بودنش معلوم نباشد
و لو از جهت آثار يد كه در آن علامت ملك مىباشد كما اينكه طوقى در گردنش و گوشوارهاى در گوشش باشد يا طنابى به يكى از پاها و دستهايش بسته باشد؛ و اگر اين معلوم باشد، شكاركننده آن را مالك نمىشود بلكه بايد به صاحبش- در صورتى كه او را بشناسد- برگرداند و اگر او را نشناسد در حكم لقطه مىباشد. و امّا پرنده چنانچه بالهايش چيده شده باشد در حكم آن است كه بداند ملك كسى است، پس به صاحبش در صورتى كه بشناسد بايد ردّ نمايد و اگر نشناسد لقطه مىباشد. و امّا اگر هر دو بالش را دارا باشد، به شكار آن، مالكش مىشود مگر اينكه مالك معلومى داشته باشد كه در اين صورت واجب است به او برگرداند. و در جايى كه بداند كه مالك دارد و لو از جهت اينكه اثرات يد در آن موجود است و او را نمىشناسد احتياط آن است كه با آن معامله لقطه نمايد مانند غير پرنده.
(٣)
مسأله ٢٢- اگر جهت لانه گذاشتن كبوتر، برجى بسازد و كبوتر در آن لانه بگذارد مالك آن نمىشود
، خصوصا اگر منظورش مثلا حيازت فضله آن باشد پس براى ديگرى جايز است كه آن را شكار نمايد و آنچه را كه شكار كند مالك مىشود بلكه اگر كبوتر را از برج بگيرد مالكش مىشود اگر چه از جهت دخول در آن بدون اذن صاحبش، گناه كرده است. و همچنين است اگر در چاه ملكى و مانند آن، لانه بگذارد. پس مالك چاه، آن را مالك نمىشود.
(٤)
مسأله ٢٣- در مالك شدن زنبور كه مملوك نيست، ظاهرا گرفتن امير آنها كفايت مىكند
؛ پس اگر كسى امير آنها را از مثلا كوهها بگيرد و بر آن تسلط يابد امير و همه زنبورهايى را كه تابع او هستند- كه به حركت او حركت مىكنند و به وقوف او متوقف مىشوند و به دخول او به كندو و خروج او از آن، داخل و خارج مىشوند- مالك مىشود.
(٥)
مسأله ٢٤- تذكيه ماهى يا به بيرون آوردن آن به طور زنده از آب است يا به گرفتن آن بعد از بيرون آمدن از آب و قبل از مردنش است.
چه اين كار به وسيله دست يا به وسيلهاى باشد مانند تور و مثل آن؛ پس اگر بر لنج بپرد يا دريا آن را به ساحل پرت كند يا آبى كه در آن است پايين بنشيند، و كسى آن را قبل از مردن بگيرد حلال مىباشد. و اگر قبل از آنكه آن را بگيرد بميرد، حرام مىشود اگر چه در حالى كه آن زنده است به آن برسد و ناظر به آن شود بنابر اقوى.
(٦)
مسأله ٢٥- در تذكيه ماهى در وقت بيرون آوردن آن از آب يا در وقت گرفتن آن بعد از خروج آن از آب، ذكر خدا شرط نيست