ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٧٩ - مسأله ٤١ - احتياط آن است پسر، وصايت پدرش را رد نكند
موصى به، استقرار پيدا مىكند كه دو برابر آنچه وصيّت نموده به وارث برسد پس اگر مالى به اين مقدار نزد ورثه داشته باشد. ملكيت تمام مال معيّن مستقر مىشود، پس موصى له يا وصى، حق هر نوع تصرف در آن دارند. و اگر غير از آنچه تعيين كرده، غائب باشد، متوقف بر حصول دو برابر آن در دست ورثه مىباشد. ولى موصى له يا وصى حق تصرف در ثلث مشاع آن عين به تصرّفى مانند انتقال به ديگرى دارند؛ بلكه حق دارند كه مطالبه تعيين ثلث آن را نمايند تا در آن هر طور كه بخواهند، تصرف نمايند اگر چه ورثه حق تصرف در دو ثلث ديگر آن عين را به هيچ وجهى ندارند. و اگر چيزى از آن به دست ورثه حاصل نشود با موصى له در مال معين به طور سه قسمت شريك مىباشند ثلث مال موصى له و دو ثلث مال ورثه مىباشد.
(١)
مسأله ٣٨- براى موصى جايز است كه شخصى را جهت تنجيز وصيتهايش و تنفيذ آنها معين كند
، پس همان متعين مىشود و به او موصى اليه و وصى گفته مىشود و در او بلوغ و عقل و اسلام شرط است؛ پس وصى شدن بچه و ديوانه و كافر از مسلمان اگر چه ذمى قريب باشد، صحيح نيست. و آيا عدالت در او معتبر است يا ثقه بودن كفايت مىكند؟ دومى بعيد نيست اگر چه احتياط اولى است.
(٢)
مسأله ٣٩- وصى شدن بچه به طور تنهايى صحيح نيست و اما منضم به كامل باشد اشكالى ندارد
؛ پس شخص كامل تا زمان بلوغ او، مستقلا تصرف مىكند. بنابراين، اگر بالغ شود در وقت بلوغش با او شريك مىشود و حق ندارد كه در مواردى كه شخص كامل قبلا آن را امضا نموده، اعتراض نمايد مگر آنچه بر خلاف وصيت ميّت باشد، پس به وصيت او برمىگرداند و اگر بچه بميرد يا بالغ شود ولى عقلش فاسد باشد، شخص كامل به طور تنهايى به وصيّت عمل مىكند.
(٣)
مسأله ٤٠- اگر وصى بعد از مردن موصى ديوانه شود آيا وصايت او باطل است يا نه؟ دومى خالى از وجه نيست
اگر چه تصرفاتش نافذ نمىباشد. پس اگر افاقه پيدا كند تصرفاتش جايز است، ليكن احوط آن است كه، حاكم او را نصب نمايد. ولى اگر ديوانگى او به طورى باشد كه اميد برطرف شدن او نباشد، ظاهر آن است كه باطل باشد.
(٤)
مسأله ٤١- احتياط آن است پسر، وصايت پدرش را رد نكند
؛ ولى قبول وصايت بر غير پسر، واجب نيست و حق دارد وصايت را مادامىكه موصى زنده باشد، رد نمايد به شرطى كه ردّ را به او برساند. اگر چه احتياط و بهتر آن است كه در جايى كه موصى از وصيت نمودن به غير او، تمكن نداشته باشد، رد ننمايد؛ پس اگر رد او بعد از مردن موصى يا قبل از آن باشد و ليكن به او