ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٩ - مسأله ٣٢ - اگر از شخصى مثلا دينارى قرض كند با رهن قرار دادن عينى، و دينار ديگرى بدون رهن از او قرض كند
سابقا در صندوق او، در بين مالهاى داخل آن بود و آن مالها تا زمان مرگ او در آن صندوق باقى ماندند ولى معلوم نباشد كه آيا آن رهن را بيرون آورد و به مالكش رساند يا آن را فروخت و ثمن را برداشت نمود يا بدون تفريط او، تلف شد يا آن را بيرون نياورد؟
(١)
مسأله ٣٢- اگر از شخصى مثلا دينارى قرض كند با رهن قرار دادن عينى، و دينار ديگرى بدون رهن از او قرض كند
، سپس يك دينار را به او به نيت اداى دين پرداخت كند، پس اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار رهن دار باشد همان ساقط مىشود و رهن آزاد مىگردد و اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار بدون رهن باشد رهن آزاد نمىشود و دين او باقى مىماند، و اگر قصدش فقط اين باشد كه از دو دينار يك دينار ادا كرده باشد بدون آنكه دينار رهن دار يا بىرهن را تعيين نمايد، آيا پرداختى او به حساب دينار بدون رهن مىباشد كه رهن باقى بماند؟
يا پرداختى او به حساب دينار رهن دار مىباشد كه رهن آزاد شود؟ يا بين آنها تقسيم مىشود پس رهن باقى مىماند يا آزاد مىشود به مقدارى كه دين رهن دار پرداخت شده وجوهى است كه وجيهتر از همه بقاى رهن است تا يقين به آزادى رهن پيدا شود.