ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٠٥ - مسأله ٤ - نذر يا نذر بر است و به آن نذر«مجازات» گفته مىشود و يا نذر زجر و يا نذر تبرع
يا تركى بر ذمهاش است براى خداى متعال، به اينكه بگويد: «براى خدا بر من است كه روزه بگيرم» يا مثلا «عرقخورى را ترك نمايم» و آيا در صيغه گفتن: «للّه» به خصوص، معتبر است يا غير از اين لفظ از اسمهاى مختص خداى متعال كفايت مىكند كما اينكه در يمين گذشت؟
ظاهر دومى است و بعيد نيست كه به آنچه كه- از هر لغتى- هم معنى و مرادف گفته مذكور باشد خصوصا براى كسى كه عربى را خوب نمىداند منعقد شود. و اگر بر قول او: «بر من است چنين ...» اكتفا شود منعقد نمىشود اگر چه در قلبش معنى «للّه» را قصد كرده باشد. و اگر بگويد: «نذر كردم براى خدا كه روزه بگيرم» مثلا. يا «براى خدا بر من است نذر روزه روزى» مثلا منعقد نمىشود با اشكالى كه دارد، پس ترك احتياط نشود.
(١)
مسأله ٢- در ناذر بلوغ و عقل و اختيار و قصد و منتفى بودن حجر در متعلّق نذرش شرط است
، پس منعقد نمىشود نذر بچه اگر چه مميّز و دهساله باشد و ديوانه در حال ديوانگيش و لو اينكه ادوارى باشد. و منعقد نمىشود نذر محجور و بيهوش بلكه و غضبناكى كه غضبش رافع قصد او باشد. و سفيهى كه محجور عليه است در صورتى كه مور- نذر مال و لو در ذمهاش باشد. و همچنين نذر مفلس محجور عليه در صورتى كه مورد نذر از مالى باشد كه حجر شده و مورد تعلق حق طلبكارها باشد، منعقد نمىشود.
(٢)
مسأله ٣- نذر زوجه با منع زوجه اگر چه متعلق به مال خودش باشد و اگر چه عمل به نذر مانع حق زوج نباشد صحيح نيست.
بلكه ظاهرا انعقاد آن مشروط به اذن او مىباشد، و اگر براى زوجه اذن بدهد و او نذر كند، منعقد مىشود و زوج حق ندارد بعد از آن، آن را منحل نموده و يا از وفاى به آن منع نمايد. و بنابر اظهر نذر فرزند مشروط به اذن پدرش نمىباشد و او حق انحلال آن و منع او از وفاى به آن را ندارد.
(٣)
مسأله ٤- نذر يا نذر برّ است و به آن نذر «مجازات» گفته مىشود [و يا نذر زجر و يا نذر تبرع]
و آن چيزى است كه بر امرى معلّق شود كه يا به جهت شكرانه نعمت دنيوى يا نعمت اخروى است. مثل اينكه مىگويد: «اگر فرزند روزيم شد پس براى خدا بر من است چنين ...» يا «اگر به زيارت بيت اللّه موفق شدم پس براى خدا بر من است چنين ...». و يا به جهت طلب دفع بلاء است مثل اينكه مىگويد: «اگر خداوند مريض مرا شفا دهد پس براى خدا بر من است چنين ...». و يا نذر «زجر» است و آن چيزى است كه بر فعل حرام يا مكروه جهت زجر دادن به نفس از ارتكاب آنها، معلق شود مثل اينكه مىگويد: «اگر عمدا دروغ گفتم يا در آب بول كردم پس براى خدا بر من است چنين ...». يا بر ترك واجب يا مستحب جهت زجر دادن به نفس از ترك آنها، معلق نمايد. و يا نذر «تبرّع» است و آن چيزى است كه مطلق است و بر چيزى معلق نباشد مثل اينكه مىگويد: «براى خدا بر من است كه فردا روزه بگيرم» در انعقاد اولى و دومى