ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٥١ - مسأله ٢ - مستحب است شستن تازه مولود در وقت وضع آن در صورت امان از ضرر
نهايت حمل از نزديكى اولى، پس ملحق به شوهر اوّلى مىشود و بطلان ازدواج دوّمى معلوم مىشود؛ براى آنكه معلوم مىشود كه در عده واقع شده است و بر او ابدا حرام مىشود چون كه او را وطى نموده است. و اگر بر عكس باشد، به اينكه الحاق آن به دوّمى- نه به اولى ممكن باشد به دومى ملحق مىشود، به اينكه بچه را در فاصله بيشتر از اكثر حمل از وطى اول و در فاصله اقل حمل تا نهايت حمل از نزديكى دومى بياورد. و اگر الحاق آن به هيچ كدام آنها امكان نداشته باشد به اينكه بچه را در بيشتر از نهايت حمل از وطى اولى و براى كمتر از شش ماه از وطى دومى بياورد از هر دو منتفى مىشود. و اگر الحاق آن به هر دو ممكن باشد مال دومى مىباشد.
(١)
مسأله ٧- اگر زن را طلاق دهد سپس زن مورد وطى به شبهه شود و پس از آن بچه بياورد مانند تزويج بعد از عده است
؛ پس در آن، صور چهارگانه گذشته حتى صورت آخرى مىآيد و صورت آخرى آن است كه الحاق آن به هر دو ممكن باشد پس در اينجا هم به آخرى ملحق مىشود.
(٢)
مسأله ٨- اگر در تحت زوجى باشد پس او را شخص ديگرى وطى به شبهه نمايد و بچه بياورد پس اگر الحاق آن به يكى از آنها- نه ديگرى- ممكن باشد به او ملحق مىشود
و اگر الحاق آن به آنها ممكن نباشد از هر دو منتفى مىشود. و اگر الحاق آن به هر كدام آنها امكان داشته باشد بين آنها قرعه كشيده مىشود.
(٣)
احكام ولادت و ملحقات آن
(٤) براى ولادت و مولود سنتها و آدابى است كه بعضى از آنها واجب و بعضى از آنها مستحب مىباشد و ما مهمّات آنها را ذكر مىكنيم.
(٥)
مسأله ١- واجب است كه در شئون زن در وقت وضع حمل آنها، فقط زنها دخالت كنند
- نه مردان- در صورتى كه مستلزم اطلاع آنها بر آنچه كه بر آنها حرام است، باشد مگر اينكه زنان نباشند و ضرورت به اينجا برساند، البته اشكالى نسبت به زوج آن زن نيست اگر چه زنان وجود داشته باشند.
(٦)
مسأله ٢- مستحب است شستن تازه مولود در وقت وضع آن در صورت امان از ضرر
و همچنين اذان در گوش راست او و اقامه در گوش چپ او مستحب است و ماليدن آب فرات و تربت سيد الشهداء (عليه السّلام) به سقف دهان او و قرار دادن نام خوب براى او مستحب است؛ زيرا اين از حق فرزند بر والد او است و افضل اسمها آن است كه متضمن معناى عبوديت براى خداى جلّ شأنه باشد مانند عبد اللّه و عبد الرحيم و عبد الرحمن و مانند اينها و پشت سر آنها اسمهاى