ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٢٧ - مسأله ١٤ - سكوت زوجه يا ولى او از نقص - با اينكه نقص وجود دارد و زوج معتقد است كه نقص ندارد در غير عيوبى كه موجب خيار است - از تدليس موجب خيار فسخ نمىباشد
هم با علم به آن و مخفى بودن آن از زوج و اعتقاد شوهر به اينكه عيب ندارد، تحقق پيدا مىكند.
(١)
مسأله ١٢- كسى كه تدليس او موجب رجوع به مهر بر او است همان كسى است كه تزويج به او استناد دارد:
از ولى شرعى يا عرفى او مانند پدر و جد و مادر و برادر بزرگ و عمو و داييش، از كسانى كه فقط با رأى آنها اقدام مىكند. و متصدى تزويج او مىشوند و در تزويج او و در عرف و عادت به آنها رجوع مىشود و ظاهرا بعضى از بيگانهها مثل آنها مىباشند از كسانى كه شديدا با او ارتباط و علاقه دارند به طورى كه فقط به رأى آنها تسليم مىشود و در امور مهمّ او، مورد مراجعه مىباشند و در آنچه كه مربوط به زن است به آنها اعتماد مىشود، بلكه بعيد نيست كسى كه نزد هر دو طرف در رفت و آمد است و در ايجاد وسائل ائتلاف بين آنها، تلاش مىكند به كسى كه ذكر شده ملحق شود.
(٢)
مسأله ١٣- همان طورى كه تدليس در عيوبى. كه موجب خيار فسخ است تحقق مىگيرد مانند ديوانگى و كورى و غير اينها همچنين در مطلق نقصها مانند يك چشم بودن و مانند آن به
مخفى نمودن آن تحقق پيدا مىكند.
و همچنين در صفات كمال مانند شرف و حسب و نسب و جمال و بكارت و غير اينها، به اينكه اينها را توصيف كند با اينكه فاقد آنها مىباشد. و اولى اثر ندارد، يعنى تدليس در عيوبى كه موجب خيار است، مگر اينكه زوج به مهر بر تدليسكننده رجوع كند- كما اينكه گذشت-.
و اما خيار فقط به خاطر خود وجود عيب است. و امّا دومى و آن تدليس در بقيّه انواع نقص و در صفت كمال است، پس آن موجب خيار فسخ است در صورتى كه نداشتن نقص يا وجود صفت كمال در عقد به طور اشتراط ذكر شده باشند و توصيف زن را به آن در عقد ملحق به آن است اگر چه به صورت و عبارت شرط كردن نباشد. كما اينكه اگر بگويد:
«زوجتك هذه الباكرة او غير الثيبة» بلكه ظاهر آن است كه اگر آن را به صفت كمال يا نداشتن نقص قبل از عقد در وقت خواستگارى و گفتگو، توصيف نمايد سپس ازدواج را بر اساس آنچه كه ذكر شده واقع سازد به منزله شرط كردن مىباشد پس موجب خيار است. و اگر بعد از عقد و بعد از دخول، روشن شود و فسخ را اختيار نمايد و مهر را پرداخت كند به مدلّس (تدليسكننده) رجوع مىكند.
(٣)
مسأله ١٤- سكوت زوجه يا ولىّ او از نقص- با اينكه نقص وجود دارد و زوج معتقد است كه نقص ندارد در غير عيوبى كه موجب خيار است- از تدليس موجب خيار فسخ نمىباشد.
و از اين بهتر اينكه آنها از نبود صفت كمال- با اينكه زوج اعتقاد داشته باشد كه وجود دارد- سكوت نمايند.