ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٧٥ - مسأله ١٩ - براى وكيل جايز نيست كه ديگرى را در واقع ساختن آنچه كه در آن وكالت دارد - نه از طرف خودش و نه از طرف موكل - وكيل نمايد
تخيير در بين چند امر است. يا در تصرف است- نه متعلّق- كما اينكه اگر بگويد: «تو وكيل منى در فروش خانهام يا در صلح آن يا در هبه يا اجاره آن» و يا فقط در متعلّق است كما اينكه اگر بگويد: «تو وكيل منى در فروش اين خانه يا اين چهار پا يا اين فرش مثلا» و ظاهرا تمام اينها صحيح مىباشند.
(١)
مسأله ١٦- وكيل در تصرف در مورد وكالت بايد اكتفا كند
به آنكه عقد وكالت به طور صريح و ظاهر شامل آن شود، و لو به كمك قرائن حال يا گفتار، و لو اينكه اين قرينه عادتى جارى باشد كه توكيل در امرى، لازمهاش توكيل در امر ديگرى است؛ كما اينكه مبيع را به او تسليم نمايد و او را در فروش آن وكيل كند يا ثمن را به او تسليم كند و در خريدن چيزى او را وكيل نمايد. و خلاصه در صحت تصرف بايد وكالت شامل آن شود.
(٢)
مسأله ١٧- اگر وكيل مخالفت كند و كارى را انجام دهد كه عقد وكالت شامل آن نباشد
پس اگر چيزى باشد كه فضولى در آن جارى است مانند عقدها، صحت آن بر اجازه موكل توقف دارد و در مخالفت وكيل فرقى نيست بين اينكه مباين و منافى مورد وكالت باشد مثل اينكه او را در فروش خانهاش وكيل نموده ولى وكيل آن را اجاره دهد و بين اينكه در بعضى از خصوصيات با مورد وكالت، مخالفت كند مثل اينكه او را وكالت داده كه خانهاش را نقدى يا با خيار فسخ بفروشد، ولى او به طور نسيه يا بدون خيار بفروش برساند. ولى اگر معلوم باشد كه عقد وكالت شامل فاقد خصوصيّت هم مىشود، ظاهرا صحيح است؛ كما اينكه او را وكيل نمايد كه سلعهاش را به يك دينار بفروشد و او به دو دينار بفروش برساند؛ زيرا ظاهر بلكه از حال موكل معلوم است كه تحديدش از طرف نقيصه است نه از طرف زيادى. و از اين قبيل است موردى كه وكالت بدهد تا در بازار معيّنى به قيمت معيّنى بفروشد. ولى وكيل آن را در بازار ديگرى به همان قيمت فروخت؛ زيرا ظاهر آن است كه منظورش، تحصيل ثمن است، و اين به حسب ظاهر است و اما صحت واقعى تابع واقع مىباشد. و اگر فرض شود كه در تحديد موكل (مثلا به بازار معينى) احتمالا غرض عقلايى وجود دارد، تعدّى از آن جايز نيست. و در صورت تعدّى ظاهرا فضولى است و واقع تابع واقع است.
(٣)
مسأله ١٨- براى ولىّ مانند پدر و جدّ صغير جايز است [براى او وكيل بگيرد]
كه ديگرى را در آنچه كه به «مولّى عليه» تعلق دارد از آن چيزهايى كه ولىّ بر آنها ولايت دارد، وكيل نمايد.
(٤)
مسأله ١٩- براى وكيل جايز نيست كه ديگرى را در واقع ساختن آنچه كه در آن وكالت دارد- نه از طرف خودش و نه از طرف موكل- وكيل نمايد
مگر با اذن او، و با اذن او هر دو قسم آن جايز مىباشد؛ پس اگر يكى از آنها را معين كند بايد همان را متابعت نمود و تعدّى از آن جايز