ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠٩ - مسأله ٩ - اگر افسار چارپا را بگيرد و راه ببرد و مالك سوار آن باشد چنانچه در ضعف و نداشتن استقلال در حد محمولهاى باشد كه روى آن است، كسى كه چارپا را راه مىبرد غاصب تمام آن است
صورتى كه داراى درب و ديوار باشد مانند خانه است وگرنه ورود و رفت و آمد نمودن در آن بعد از كنار زدن مالك آن به عنوان استيلا پيدا كردن و انجام دادن بعضى از تصرفات در آن، در غصب آن كفايت مىكند. و همچنين است حال در غصب روستا و مزرعه همه اينها در غصب عينها بود و اما غصب منافع به گرفتن عين صاحب منفعت از مالك منفعت مىباشد و آن را به طورى كه گذشت، زير دستش قرار بدهد كما اينكه در عين استيجارى در صورتى كه موجر يا غير او آن را از مستأجر بگيرد و در مدت اجاره بر آن مسلط شود چه آن منفعتى را كه ملك مستأجر است استيفا نمايد يا نه.
(١)
مسأله ٨- اگر داخل خانه شود و با مالك آن سكونت گزيند
چنانچه مالك ضعيف باشد و نتواند او را بيرون كند پس اگر استيلا و تصرّف او در طرف معينى از خانه باشد غصب و ضمان به همان طرف اختصاص پيدا مىكند- نه غير آن- و اگر استيلا و تصرفات و رفت و آمدش در اطراف خانه و قسمتهاى آن به يك نسبت باشد و دست ساكن و دست مالك بر آن خانه مساوى باشد، ظاهر آن است كه غاصب نصف مىباشد، پس ضامن خصوص نصف مىباشد به اين معنى كه اگر خانه خراب شود ساكن غاصب، ضامن نصف آن مىباشد و اگر قسمتى از آن خراب شود نصف همين قسمت را ضامن است. و همچنين ضامن نصف منافع آن مىباشد. و اگر فرض شود كه مالك ساكن بيشتر از يك نفر باشد ساكن غاصب در اين فرض به آن نسبت، ضامن مىباشد؛ پس اگر مالكهاى ساكن دو نفر باشند ساكن غاصب ضامن ثلث آن مىباشد و اگر سه نفر باشند ضامن ربع آن است و همچنين ... و اگر ساكن ضعيف باشد به اين معنى كه نمىتواند در مقابل مالك مقاومت كند و هر وقت كه مالك بخواهد او را اخراج كند بيرون مىكند، ظاهر آن است كه غصب و يد و استيلا تحقق پيدا نمىكنند. بنابراين ضمان يدى بر او نيست. البته بر او است كه عوض آنچه را كه از منفعت خانه، مادامىكه در آن است، استيفا نموده، بپردازد.
(٢)
مسأله ٩- اگر افسار چارپا را بگيرد و راه ببرد و مالك سوار آن باشد چنانچه در ضعف و نداشتن استقلال در حدّ محمولهاى باشد كه روى آن است، كسى كه چارپا را راه مىبرد غاصب تمام آن است
و در نتيجه ضمان دارد. و اگر عكس آن باشد به اينكه مالك سواره قوى باشد و بتواند كه او را دفع نمايد، ظاهر آن است كه اصلا غصبى تحقق پيدا نمىكند؛ پس اگر چارپا در همان حال تلف شود، ضمانى بر او نمىباشد البته اگر اتفاقا تلف آن به وسيله كشيدن افسار او باشد، بدون اشكال ضامن مىشود. كما اينكه راننده چهارپا اگر به سبب راندن و راه بردن او، چارپاى چموش فرار كند و در چاهى يا مثلا از بالايى بيفتد و تلف يا معيوب شود