ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٦٥ - مسأله ٢٦ - احيايى كه مفيد ملك است، عبارت است از اينكه زمين مرده را زنده نمايد و آن را از صفت خرابى به آبادى درآورد
(١)
مسأله ٢٣- اگر آثار تحجير خود به خود قبل از آنكه تحجيركننده اقدام به آبادى آن بنمايد، از بين برود حقش باطل مىشود
و موات به همان وضعى كه قبل از تحجير بود، برمىگردد. و اما اگر به وسيله فعل كسى غير از تحجيركننده از بين برود بعيد نيست كه با نزديك بودن زمان محو آثار، حقش باقى بماند. و در صورت طولانى بودن مدت آن ظاهر آن است كه مطلقا باطل است بلكه در صورتى كه آثار آن خود به خود از بين رفته باشد، در صورتى كه به خاطر طول كشيدن مدت تعطيل آن نباشد، بعيد نيست كه حقش باقى باشد كما اينكه اگر زوال آن به سيل يا مثلا باد حاصل شده باشد.
(٢)
مسأله ٢٤- تحجيركننده حق تعطيل مواتى را كه تحجير نموده، و اهمال در تعمير آن ندارد
بلكه لازم است كه پشت سر تحجير مشغول آباد كردن آن شود؛ پس اگر اهمال كند و مدتش طول بكشد و شخصى ديگر بخواهد آن را احيا كند احوط آن است كه امر آن را پيش حاكم شرع- با وجود و بسط يد او- ببرند پس تحجيركننده به يكى از دو امر ملزم مىشود: يا آباد كردن، يا دست برداشتن از آن تا ديگرى آن را آباد كند، مگر اينكه عذر موجّهى- مثل اينكه منتظر وقت مناسب آن است يا وسايل آن را اصلاح مىكند يا كارگرها حاضر شوند- ارائه دهد، پس به او مقدارى كه عذرش به آن مقدار برطرف مىشود، مهلت داده مىشود ولى توانا نبودن بر تهيّه اسباب به خاطر فقر و انتظار بىنيازى كشيدن و توانا شدن، عذر نمىباشد؛ مگر با وجود اميد و توقع بر اينكه بواسطه حاصل شدن اسباب تمكن پيدا شود. پس اگر در فرض گذشته، مدتى بگذرد و به آباد كردن آن مشغول نشود حقش باطل است و براى ديگرى جايز است كه قيام به عمارت آن نمايد. و اگر حاكم شرعى كه قيام به اين امور كند هم نباشد، ظاهر آن است كه در صورتى كه در آبادى آن اهمال داشته باشد و مدت اهمال طولانى شود به طورى كه در عرف تعطيل حساب شود حقش ساقط مىشود پس براى ديگرى جايز است كه آن را احيا كند و او حق جلوگيرى او را ندارد. و احوط مراعات حق او است مادامىكه از مدت تعطيل و اهمال او سه سال نگذشته باشد.
(٣)
مسأله ٢٥- ظاهر آن است كه در تملك به احيا، قصد تملك شرط است
مانند تملك به حيازت، مثل صيد نمودن و جمع نمودن هيزم و علف و مانند اينها؛ پس اگر چاهى را در بيابانى به قصد آنكه حاجتش را مادامىكه آنجا هست قضا نمايد، حفر كند مالك آن نمىشود، بلكه چيزى براى او نيست؛ مگر حق اولويت، مادامىكه اقامت دارد. پس اگر كوچ نمايد اين اولويت از بين مىرود و براى همه مباح مىشود.
(٤)
مسأله ٢٦- احيايى كه مفيد ملك است، عبارت است از اينكه زمين مرده را زنده نمايد و آن را از صفت خرابى به آبادى درآورد.
و معلوم است كه عمارت زمين يا به اين است كه مزرعه يا